328ديگر كه در عقيده، بىشباهت به آنها نيستند) ، و يا به كلّى صفات جمال (ثبوتى) را از خدا نفى كردهاند و نتيجهاش آن است كه به چيزى ايمان آوردهاند كه نمىدانند چيست و چيزى را كه نمىشناسند، مىپرستند؛ ولى انبيا عليه السلام مردم را به حدّ ميانه «تشبيه» و «تنزيه» دعوت كردهاند؛ يعنى خداوند، موجود است، امّا نه مانند موجودات ديگر؛ علم دارد؛ ولى نه مانند علم ما؛ قدرت دارد، امّا نه مانند قدرت ما؛ حيات دارد، امّا نه مانند حيات ما.
اين است روشى كه دين به آن دستور داده است. 1بنابراين، بهترين نظر، آن است كه گفته شود: نه تشبيه و نه تنزيه، بلكه «أمر بين الأمرين» صحيح است و چون ذهن عوام زود به سوى «تشبيه» مىرود، بايد بيشتر روى «تنزيه» تأكيد نمود؛ امّا سرانجام آن، تعطيل عقل در شناخت خداوند نشود؛ بلكه همان امر بين الأمرين، صحيح است. امّا وهابيان معتقدند كه خداوند، در روز قيامت، آسمانها را بر يك انگشت خود، زمينها را بر روى يك انگشت ديگر، و سپس همۀ خلايق را بر روى انگشت ديگر نهاده، آنها را به حركت درمىآورد، همانند كسى كه به رقص درآمده است. 2آرى، وقتى آسمانها تنها بر روى يك انگشت خدا قرار داشته باشند، اگر خدا بخواهد در ثلث آخر هر شب به آسمان دنيا فرود آيد، چارهاى غير از آن نيست كه يك جسم پلاستيك [/ لاستيكى / بادكنكى] داشته باشد كه حجم آن، كوچك و بزرگ شود، آنگونه كه آيةاللّٰه روحانى در تعريض به آنان فرموده است 3 و همۀ اينها، نتيجۀ دورى از مكتب اهلبيت عليهم السلام و كنارهگيرى از مباحث عقلى و تحريم منطق و فلسفه است كه وهابيان، گرفتار آن شدهاند. و سبحان الله عما يقول الظالمون علوا كبيرا.
در پايان اين بحث به معنى «مجسمه» و حكم آن اشاره مىكنيم.
مجسمه كه مترادف با مشبهه است كسانى هستند كه خداوند را جسمى شبيه مخلوقات خود مىدانند.