218بنابراين دين شيعه عبارت است از افتراء بر ائمه خود و بيان نكردن حلال و حرام و حج و كتمان كردن حق و گمراه كردن مردم با جوابهاى متناقض». 1
نقد و بررسى
لازم است در اينجا براى روشن شدن عقيده شيعه به بررسى مسأله ولايت تشريعى و «تفويض» پرداخته و سپس كلام آقاى قفارى را تحليل كنيم.
ولايت تشريعى يا تفويض تشريع احكام
ولايت تشريعى گاهى به معناى اولويت در تصرف در اموال و نفوس مردم بهكار مىرود 2 و گاهى به معناى ولايت بر تشريع و جعل قانون به اين معنا كه چيز حلالى را حرام يا حرامى را حلال كنند، يا حكم جديدى آورده يا حكمى را نفى كنند. ولايت تشريعى به معناى اوّل مسلّم بوده و كسى در آن ترديد ندارد و روشن است كه ائمه داراى چنين ولايتى هستند. و امّا آنچه محل بحث است و آقاى قفارى نيز مورد نقد قرار داده است ولايت تشريعى به معناى دوم است. مقصود از ولايت تشريعى به معنى جعل قانون و تشريع اين است كه آيا در اسلام «منطقه الفراغ» احكام داريم يا خير، آيا جايى هست كه حكمى نداشته باشد و لذا ائمه عليهم السلام از خودشان در آنجا جعل حكم كنند يا آنكه حكمى را تغيير دهند يا خير؟
پاسخ آن است كه ولايت تشريعى به اين معنا براى پيامبر يا ائمه عليهم السلام وجود ندارد و اختصاص به خداوند متعال دارد.
اقسام تفويض
ابتدا بايد اقسام تفويض را ذكر كنيم سپس بينيم ادله شرعى و عقلى با كدام قسمت موافقت دارد و معناى روايات روشن گردد، و كدام قسم بر ائمه عليهم السلام ثابت است و كدام