217
فصل پنجم:اختيار حلال و حرام بهدست امام است
آقاى دكتر قفارى مىنويسد:
«يكى از اركان توحيد ايمان به آن است كه تنها مشرّع خداوند است كه چيزى را حلال يا حرام نمايد و هيچ شريكى ندارد و اگر كسى معتقد باشد كه امام مىتواند چيزى را حلال يا حرام كند مصداق آيه شريفه أَمْ لَهُمْ شُرَكٰاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مٰا لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللّٰهُ 1 خواهد بود، ولى بهنظر شيعه خداوند تشريع حلال و حرام را به ائمه تفويض نموده است - و چند روايت به عنوان شاهد اين كلام از كتابهاى شيعه نقل كرده است - و اينشرك در ربوبيت است زيرا حاكميت وتشريع از خداونداست وشيعه همانند مسيحيان هستند كه امامان خود را همانند احبار و راهبها، ارباب خود قرار دادهاند. و امامان آنان مىگويند «مردم عبد ما در اطاعت هستند» با اينكه خداوند مىفرمايد: مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللّٰهُ الْكِتٰابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنّٰاسِ كُونُوا عِبٰاداً لِي مِنْ دُونِ اللّٰهِ . 2 و حتى شيعيان مىگويند امامان آنان مىتوانند حلال و حرام را بيان كنند و يا كتمان كنند در حالىكه آيات و روايات دلالت مىكنند بر آنكه كتمان كردن احكام خدا جايز نيست. و بلكه شيعيان مىگويند ائمه مىتوانند با جوابهاى متناقض، مردم را به گمراهى بكشند.