187
نقد و بررسى
اولاً به آقاى قفارى مىگوييم آنچه در كتابهاى حديثى شيعه آمده است مبنى بر آنكه حضرت آدم براى قبول شدن توبه خود به اهلبيت پيامبر عليهم السلام متوسل شد در كتابهاى روايى آنان نيز عيناً وجود دارد اگر او بگويد آنچه در كتابهاى ما آمده است لزوماً به معنى صحت تمام آنها نيست ما نيز خواهيم گفت الكلام هوالكلام. و بهتر بود آقاى قفارى به جهت وجود يك روايت در كتابهاى شيعه كه حكم به كفر و شرك شيعه مىكند ابتدا ببيند آيا اين حديث در كتابهاى خودشان وجود ندارد و آيا اين حكم به كفر و شرك شامل خود او و همكيشان خودش نمىشود. در چند حديث اهلسنت آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «كلماتى كه حضرت آدم بهوسيله آنها توبه كرد اين بود:
«بحق محمد و على و فاطمة والحسن و الحسين الاّ تبت علىّ». 1 و اين روايات در كتب اهلسنت به حدّ مستفيضه مىباشند.
ثانياً چگونه توسل پيدا كردن حضرت آدم عليه السلام براى قبول شدن توبهاش به عمر بن الخطاب صحيح است 2 و مطابق با توحيد است ولى توسل حضرت آدم به اهلبيت پيامبر شرك مىباشد؟!. و چگونه توسل خورشيد به ابوبكر براى آنكه برايش كسوفى رخ ندهد صحيح است!!! 3 و حتى توسل پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله به عمر بن الخطاب صحيح است 4 و شرك نمىباشد ولى اگر توسل به اهلبيت پيامبر يا به خود پيامبر باشد شرك مىشود؟!.
آقاى قفارى مىگويد:
«وقتى در حال حيات انبياى سابق، ائمه شيعيان وجود نداشتهاند توسل آنان به ائمه شرك به خداوند است، سپس مىگويد اين سخنان از جعليات افراد زنديقى است كه مىخواستهاند شرك و كفر را وارد دين مقدس اسلام كنند». 5