186ثالثاً توسل پيدا كردن انبياء به اهل بيت پيامبر اسلام عليهم السلام چيزى است كه اختصاص به كتابهاى شيعيان نداشته و در كتابهاى اهلسنت نيز وجود دارد مشكل اينجاست كه آقاى قفارى از احاديث كتابهاى خودشان نيز بىاطلاع است، نمونهاش در صفحات آينده ذكر مىشود.
رابعاً واسطه قرار دادن ائمه عليهم السلام موجب اعتقاد به الوهيت آنان نمىباشد بلكه خود قرآن امر كرده است كه وسيله عنداللّٰه داشته باشيد، و علت اين نكته قبلاً در بحث از توسل و استغاثه بيان شد.
خامساً قياس واسطه قرار دادن ائمه عليهم السلام به شرك مشركان و آن را بدتر از شرك مشركان دانستن قياس مع الفارق است زيرا مشركان واقعاً بتها را مىخوانند و پرستش مىكنند و نفع خود را از آنها مىطلبند و در موقع مشكلات فطرت آنان بيدار شده و حاجت خود را از خداوند سؤال مىكنند در حالى كه شيعيان هرگز ائمه را پرستش نمىكنند و حاجات خود را عموماً از خداوند مىخواهند و ائمه را واسطه قرار مىدهند كه خداوند حاجات آنان را برآورده كند و براى ائمه و هيچ موجود ديگرى استقلال در تأثير قائل نمىباشند، و فقط تأثير به دست خداى متعال است، و اين اصلاً شرك نيست تا چه رسد به آنكه بدترين نوع شرك باشد.
*
سپس آقاى قفارى مىگويد:
«يكى از افتراءات شيعه آن است كه مىگويند وقتى حضرت آدم خداوند را به حق پنج نفر: محمد، على، فاطمه، حسن و حسين خواند خداوند توبه او را پذيرفت و شبيه آن را درباره حضرت نوح و يونس عليها السلام مىگويند و معنى آيه فَتَلَقّٰى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمٰاتٍ 1 را همين اسماء پنج تن مىدانند». 2