134ثالثاً آقاى قفارى حديث را تغيير داده است تا مطابق تفسير دلخواه خود شود، عين عبارت حديث اين است: «يقول: اذا ذكراللّٰه وحده بولاية من امر بولايته كفرتم و ان يشرك به من ليست له ولاية تؤمنوا»، 1 پس صدر حديث در مقام آن است كه مراد كفر به كلام خداوند است نه كفر به ولايت.
رابعاً آنچه در اين حديث آمده است تأويل قرآن است نه تفسير، و در آيندۀ تفاوت اين دو را مفصل بيان خواهيم كرد.
خامساً چون توحيد كامل به پيروى از تمام دستورات الهى است كه يكى از آنها ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است و همانگونه كه پرستش بت شرك است نپذيرفتن امر الهى در مورد ولايت و خليفه رسول خدا و ترجيح دادن رأى مردم بر امر خداوند نيز نوعى شرك است، زيرا اطاعت كردن از مردم است نه اطاعت خداوند. و احتمال دارد كه مقصود از حديث اين معنا باشد.
*
يكى ديگر از اشكالات آقاى قفارى بر مذهب شيعه آن است كه گفته است:
«شيعيان آيه شريفه أَ إِلٰهٌ مَعَ اللّٰهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاٰ يَعْلَمُونَ 2 را دربارۀ امامت قرار دادهاند و اين سخنان آنان زمينه پيدايش اعتقادات غلوّآميز گرديد و عقيده به خدايى حضرت على از اين كلمات درست شد و حديثى نيز نقل كرده است كه معنى آيه اين است كه آيا امام هدايت با امام ضلالت يكسانند؟!» 3
نقد و بررسى
اوّلاً آيه شريفه مربوط به توحيد در عبادت است آنگونه كه مرحوم طبرسى فرموده: «اين آيه استفهام انكارى بوده و معنايش اين است كه آيا معبودى غير از او