104خواندهاند و ظاهر آيه اين است كه اگر ارجلكم به جر باشد بايد همراه با سر مسح كرد ولى ظاهر آيه كه نصب ارجلكم است عطف آن را بر غسل وجوه و ايدى مىداند منتها شيعيان دو استدلال نحوى در اين زمينه دارند كه طى آن ظاهر آيه به دلايل زير متصل است:
الف - عطف ارجلكم بنابر محل است و به روسكم برمىگردد و ديگر اينكه عطف ارجلكم بر وجوهكم و ايديكم عطف دور و غريب است.
ب - در هر صورت علاوه بر مسايل نحوى شيعيان دلايلى هم براى خود دارند كه ناشى از سنت است و ثابت مىكنند كه حضرت رسول هم پاى خود را مسح مىكرده بطور كلى مذاهب اسلامى هر يك در اين زمينه براى خود دلايلى دارند كه در مجموع به 17 دليل مىرسد. 1
ج - شيخ الازهر مصر مىگويد: آن كسى كه طبق آيات قرآن و روايات به اين مطلب رسيده است كه پاى را بايد شست و نيز آن كس كه طبق آيات و روايات به اين مطلب رسيده است كه پاى را بايد مسح كرد هيچ يك كار خطايى نكردهاند، چون خلاف نصّ صريح قرآن عمل نكردهاند. طبق روايات اهل بيت عليه السلام پاى را بايد مسح كرد و فرمودهاند كه (الغسل للنظافة) شستن پا براى نظافت است و لذا براساس روايات موجود در وسايل الشيعه از حضرت على عليه السلام حضرت قبل، بعد و يا احياناً در اثناء وضو پاى خود را مىشستند منتها از باب نظافت و عمل به تكليف شرعى را مسح پا مىدانستند و لذا اين بدان معنى نيست كه با پاى آلوده و با بوى بد وارد مسجد شويم همچنانى كه قبل از وضو به شستن و نظافت دستها مىپردازيم.