71وَفِعٰالِي، وَلاٰ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي، وَلاٰ نكند و رسوا نكنى مرا به آنچه از اسرار پنهانى من اطلاع دارى و شتاب تُعٰاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلىٰ مٰا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوٰاتِي، مِنْ سُوءِ فِعْلِي نكنى در عقوبتم براى رفتار بد و كارهاى بدى كه در خلوت انجام وَإِسٰاءَتِي، وَدَوٰامِ تَفْرِيطِي وَجَهٰالَتِي، وَكَثْرَةِ شَهَوٰاتِي وَغَفْلَتِي، دادم و ادامه دادنم به تقصير و نادانى و زيادى شهوترانى و بىخبريم وَكُنِ اللّٰهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوٰالِ رَءُوفاً، وَعَلَيَّ فِي جَمِيعِ و خدايا به عزتت سوگند كه در تمام احوال نسبت به من مهربان باش و در تمام الْأُمُورِ عَطُوفاً، إِلٰهِي وَرَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي، امور بر من عطوفت فرما اى معبود من و اى پروردگار من جز تو كه را دارم كه رفع گرفتارى وَالنَّظَرَ فِي أَمْرِي، إِلٰهِي وَمَوْلاٰيَ أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ وتوجه دركارم راازاودرخواست كنم اى خداى من و اى مولاى من تو بر من حكمى را مقرر داشتى كه در نتيجه پيروى هَوىٰ نَفْسِي، وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّي، فَغَرَّنِي بِمٰا هواى نفسم را كردم و از فريبكارى دشمنم در اين باره نهراسيدم پس او هم طبق دلخواه خويش أَهْوىٰ وَأَسْعَدَهُ عَلىٰ ذٰلِكَ الْقَضٰاءُ، فَتَجٰاوَزْتُ بِمٰا جَرىٰ عَلَيَّ گولم زد و قضا (و قدر) هم با او كمك كرد و در اثر همين ماجراى شومى كه بر سرم آمد مِنْ ذٰلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَ خٰالَفْتُ بَعْضَ أَوٰامِرِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ نسبت به پارهاى از حدود و احكامت تجاوز كردم و در برخى از دستوراتت راه مخالفت را پيمودم پس در تمام آنچه پيش آمده