70لِقَبٰائِحِي سٰاتِراً، وَلاٰ لِشَيْءٍ مِنْ عَمَلِيَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ، براى كارهاى زشتم پردهپوشى و نه كسى را كه عمل زشت مرا به كار نيك تبديل كند جز تو، لاٰ إِلٰهَ إِلّاٰ أَنْتَ، سُبْحٰانَكَ وَ بِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِي، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي، نيست معبودى جز تو، منزهى تو و به حمد تو مشغولم من به خويشتن ستم كردم و در اثر نادانيم جسارت كردم وَسَكَنْتُ إِلىٰ قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَمَنِّكَ عَلَيَّ. اللّٰهُمَّ مَوْلاٰيَ كَمْ مِنْ و به اينكه هميشه از قديم به ياد من بوده و بر من لطف و بخشش داشتى آسوده خاطر نشستم و چهاى خدا اى مولاى من چه بسيار قَبِيحٍسَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فٰادِحٍ مِنَ الْبَلاٰءِ أَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثٰارٍ وَقَيْتَهُ، زشتيها كه از من پوشاندى و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من بازگرداندى و چه بسيار لغزشها كه از آن نگهم داشتى وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنٰاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ و چه بسيار ناراحتيها كه از من دور كردى و چه بسيار مدح و ثناى خوبى كه من شايستهاش نبودم و آن را نَشَرْتَهُ. اللّٰهُمَّ عَظُمَ بَلاٰئِي، وَأَفْرَطَ بِي سُوءُ حٰالِي، وَقَصُرَتْ بِي منتشر ساختى. خدايا! بلاى من بسى بزرگ است و بدى حالم از حد گذشته و اعمالم نارسا أَعْمٰالِي، وَقَعَدَتْ بِي أَغْلاٰلِي، وَحَبَسَنِي عَنْ نَفْعِي بُعْدُ آمٰالِي، است و زنجيرهاى علايق مرا خانهنشين و آرزوهاى دور و دراز مرا از رسيدن به منافعم بازداشته وَخَدَعَتْنِي الدُّنْيٰا بِغُرُورِهٰا، وَنَفْسِي بِجِنٰايَتِهٰا، وَمِطٰالِي يٰا سَيِّدِي، ودنيا باظواهر فريبندهاش مراگولزده ونفسم بوسيلۀ خيانتش، وبه مسامحه گذراندم اىآقاى من فَأَسْأَ لُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لاٰ يَحْجُبَ عَنْكَ دُعٰائِي سُوءُ عَمَلِي پس از تو مىخواهم به عزتت كه بدى رفتار و كردار من دعايم را از اجابتت جلوگيرى