53و فاطمه است. اينجا هم صدا و دعاى على است كه «امّت» را در محيط و مساحتِ مرقد رسول و قبور بقيع، جذب كرده و گرد آورده است.
دعاى كميل شروع شد. بنا بر اين بود كه خيلى طول نكشد و متن دعا نيز به عربى خوانده شود و كمتر به نوحه و روضۀ فارسى آميخته گردد، تا براى عربزبانان كه گوش مىدهند، رشتۀ دعا گسسته نشود. در اينگونه مناسبتها و جاها، اگر دعا توسّط شخص عربزبان و با لهجۀ عربى خوانده شود مؤثّرتر است تا سبكِ دعاى كميلهاى ايران.
چه شب است يا رب امشب، كه شكسته قلب ياران
مدينه، گوش به «يارب يارب» زائران سپرده بود. نغمۀ سوزناكِ «يا غياث المستغيثين»، فضاى شهر را پوشانده بود و از گلدستههاى نورانى حرم پيامبر، بالاتر مىرفت، تا فرشتگان و تا خدا مىرسيد و همچون سايهاى از رحمت و لطف، بر فراز بقيع گسترده مىشد.
سعوديها بدشان نمىآمد كه در مراسم ما خلل وارد كنند.
نمىتوانستند يا نمىخواستند به هم بزنند. ولى چراغهاى منطقه را