54يكى پس از ديگرى خاموش كردند. غافل از اينكه روشنايى دلها، فراتر از اين حرفهاست. اين قلبهاى نورانى در دل ظلمت هم اگر به زمزمه بنشينند و ناله سر دهند، فروغ آن تا ملكوت بالا مىرود.
نيازى به نورافكنهاى خيابان نيست. امّا پس از مدّتى، بتدريج باز چراغها روشن شد. دلهاى عاشق بىتاب بود. بىقرارى اين دلها را، ياد حسين و مهدى آرام مىكرد. غمهاى زهراى مرضيّه، دلها را مىفشرد، بغضهاى مانده در گلو مىتركيد و اشكها از ديدهها به صورتها جارى مىشد.
دعا كم كم به پايان مىرسيد. در اطراف، غير ايرانيها نيز گوش جان به اين زمزمهها سپرده بودند. شيعيان لبنانى و كويتى هم در گوشه و كنار ديده مىشدند. در پايان دعاى كميل، گويا آقاى تسخيرى بود كه دعاهاى مفصّل و جهت دار، به زبان عربى بر زبان آورد و با «آمين»هاى مردم همراه گشت. ايرانيها هرگز لذّت اين شب جمعه را از ياد نخواهند برد و خاطرهاش را عزيز خواهند داشت. بخصوص كه اعلام كردند نوار دعاى كميل (كاست و ويدئو) در سمعى بصرى بعثه در اختيار علاقهمندان گذاشته مىشود. مهر و محبت دودمان پيامبر نيز، چيزى نيست كه از ياد شيعه و زائران برود.
خداوندا به اين دلهاى پر درد
خدايا ... داغ اين محبّت را سوزانتر و رشتۀ اين پيوند را