114
سه-پيدا شدن سر مقدّس حضرت يحيى عليه السلام
در دوران وليد بن عبدالملك،هنگام بناى ساختمان مسجد اموى،شكافى در ديوار (يا حفرهاى در زمين) يافت شد.پس از بررسى متوجه شدند داخل آن شكاف يا حفره،صندوقى است.وقتى صندوق را باز كردند،سبدى در آن ديده شد و داخل آن، سر بريدۀ حضرت يحيى عليه السلام را يافتند كه سالم مانده بود.بر روى آن سبد نوشته شده بود:«هٰذا رَأسُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيّا».وليد دستور داد تا آن را بر جاى خود بگذارند و ستونهايى متمايز از ستونهاى ديگر،بر آن قرار دهند.
ه) محراب و مقام حضرت زينالعابدين عليه السلام
هنگامى كه امام سجاد عليه السلام،در مسجد اموى اسير بودند،در اتاقكى (مستطيل شكل) در قسمت شمال شرقى مسجد به تهجّد و عبادت مىپرداختند.ابن عساكر دمشقى مىگويد:«آن حضرت هر شب و هر روز در اين مكان،هزار ركعت نماز مىگزارد».اين اتاقك محراب دارد و اطراف آن به وسيلۀ پنجره،پوشانده شده است.
كنار اين اتاقك،(چنانكه گفته خواهد شد) رأسالحسين عليه السلام قرار دارد.
و) محل استقرار اسرا و خطبۀ امام سجاد عليه السلام
روز جمعه بود و مسجد اموى پر از جمعيت؛كاروان اسيران كربلا را به عنوان خارجى در مجلس آورده بودند.يزيد به خطيب مزدور خود،دستور داد بر منبر برود و آنچه مىتواند بد و ناروا به على عليه السلام و خاندانش بگويد.آن خطيب هم بالاى منبر رفت و بىشرمى را به نهايت رساند و تا توانست در مدح معاويه و يزيد سخن گفت.
اينجا بود كه امام سجاد عليه السلام سكوت را صلاح ندانست و با خشم فرياد زد:«واى بر تو اى خطيب! خشنودى مخلوق را با خشم آفريدگار مبادله كردى و جايگاه خويش را آتش دوزخ قرار دادى!...».
پس از گفت و شنود،امام عليه السلام بر فراز منبر (كه در محدودۀ منبر فعلى در شبستان