253پيرمرد تعجّب مىكند. اين چه اسيرى است كه قرآن را مىشناسد. مگر اينها كافر نيستند، پس چگونه از قرآن سؤال مىكند؟
- آرى! من حافظ قرآن هستم و همواره آن را مىخوانم.
- آيا آيه 23 سورۀ "شورى" را خواندهاى، آنجا كه خدا مىفرمايد: «قُلْ لاٰ أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ » ؛ «اى پيامبر! به مردم بگو كه من مزد رسالت از شما نمىخواهم، فقط به خاندان من مهربانى كنيد». 1پيرمرد خيلى تعجب مىكند، آخر اين چه اسيرى است كه قرآن را هم حفظ است؟
- آرى! من اين آيه را خواندهام و معنى آن را خوب مىدانم كه هر مسلمان بايد خاندان پيامبرش را دوست داشته باشد.
- اى پيرمرد! آيا مىدانى ما همان خاندانى هستيم كه بايد ما را دوست داشته باشى!
پيرمرد به يكباره منقلب مىشود و بدنش مىلرزد. اين چه سخنى است كه مىشنود؟
- آيا آيه 33 سوره "احزاب" را خواندهاى، آنجا كه خدا مىفرمايد: «إِنَّمٰا يُرِيدُ اللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ؛ «خداوند مىخواهد كه گناه را از شما خاندان دور كرده و شما را از هر پليدى پاك سازد».
- آرى! خواندهام.
- ما همان خاندان هستيم كه خدا ما را از گناه پاك نموده است. 2پيرمرد باور نمىكند كه فرزندان رسول خدا به اسارت آورده شده باشند.
- شما را به خدا قسم مىدهم آيا شما خاندان پيامبر هستيد؟
- به خدا قسم ما فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله هستيم.
پيرمرد ديگر تاب نمىآورد و عمامۀ خود را از سر برمىدارد و پرتاب مىكند و گريه سر مىدهد.
عجب! يك عمر قرآن خواندم و نفهميدم چه مىخوانم!
او دستهاى خود را به سوى آسمان مىگيرد و سه بار مىگويد: «اى خدا! من به سوى تو