140كرده است؟
اكنون بُرير با صداى بلند فرياد مىزند:
- خيال مىكنى كه خدا تو را در گروه خوبان قرار داده است؟
- تو كيستى؟
- من بُرَير هستم.
- اى بُرَير! تو را مىشناسم.
- آيا نمىخواهى توبه كنى و به سوى خدا باز گردى؟
معلوم است كه جواب او منفى است. قلب اين مردم آنقدر سياه شده كه ديگر سخن هيچ كس در آنها اثرى ندارد. 1به هرحال، اينجا همه مشغول نماز و دعا هستند. البته خيال نكن كه فقط امشب شب دعا و نماز است. اكنون اوّل شب است. بايد منتظر بمانيم تا نگهبانان عمرسعد به خواب بروند، آنگاه كارهاى زيادى هست كه بايد انجام دهيم.
امام حسين عليه السلام براى امشب چند برنامه دارد.
زينب عليها السلام در خيمۀ امام سجّاد عليه السلام نشسته است. او پرستار پسر برادر است.
اين خواست خداوند بود كه نسل حضرت فاطمه عليها السلام در زمين حفظ شود. بنابراين، به اراده خداوند، امام سجّاد عليه السلام اين روزها را در بستر بيمارى بهسر برد.
امام حسين عليه السلام كنار بستر فرزند خود مىرود. حال او را جويا مىشود و سپس از آن خيمه بيرون مىآيد.
امام حسين عليه السلام به سوى خيمۀ خود مىرود. جَوْن ( غلام امام حسين عليه السلام ) كنار خيمه نشسته است و در حال تيز كردن شمشير امام است. 2صداى نرم و آرام صيقل خوردن شمشير با زمزمهاى آرام درهم مىپيچد.