97و در 28 شوال [1296ه . ق.] رسيد به بندر «بوشهر»، و در عرض راه از كنار «محمّره» 1گذشت. اين قلعه در طرف يسار «شط» است؛ در مقابل «بصره» به فاصلۀ چند فرسنگ و «رود كارون» از كنارش عبور مىكند. برج و بارۀ حصار از دور نمايان بود. استعداد آبادى آنجا بيش از «بصره» است و اراضى حاصل انگيز خوب دارد. ولى پُلتيك 2 «شيخ العرب» چنين اقتضا نموده كه همواره آنجا را به زحمت خراب و ويران نگاه دارد و در قلعۀ جمعيتى مسكن نكنند، والّا در مقابل چنان بصره، نبايد «محمّره» چنين باشد. شيخ العرب در خارج خاك «محمّره»، يعنى در خاك «عثمانى» ضياع 3 و عقارى 4 به هم بسته، و عمدۀ علاقۀ خود را به آنجا حمل نموده و اگر همين قدر مانع خيال رعيّت نمىشد، و اسباب خرابى و اتّهام براى آنها فراهم نمىآورد، قلعۀ «محمّره» از اصناف، سكنه و تجّار پر مىگشت و اراضى، همه نخلستان مىشد و هر سال مبالغى گزاف عايد دولت و رعيّت مىگشت و حالا جز برّۀ بريان چيزى در قلعه پيدا نمىشود.
بوشهر
بوشهر يكى از بنادر «فارس» است واقع در كنار خليج [فارس] و دايرۀ نصف النّهار «طهران» بر آن مىگذرد و در اين دو شهر به يك وقت ظهر مىشود، و عرض جغرافىاش 29 درجه شمالى است، جمعيتش قريب ده هزار نفر، كوچههايش اغلب تنگ و باريك، و عماراتش دو طبقه. تجارت خانۀ معتبرى است. غالب ساكنانش تجّاراند و سه سفارت خانۀ معتبر در آن جا است. اوّل متعلّق به «دولت انگليس» كه خيلى به اقتدار حركت مىكنند، واقع است در كنار دريا، و ديگر دو دسته «سرباز هندى» دارند با يك نفر «صاحب منصب» 5 كه همه روزه عصر در «جلوخان» 6 سفارت مشق مىكنند.