86سنگ شده سنگ به سنگ، راه بريده بود. مال يكى به قدر دو ساعت طول كشيد از عقبه بالا رفتيم. به قدر نيم فرسخ از عقبه كه سوار شديم، محاذى قلعه نجف، يك ساعت به غروب مانده منزل كرديم و حمله دارها بنا كردند پول نفر يك تومان (و) پنج هزار را مىگيرند. حمله دار در جزو به حاجىها مىگويد ندهيد، در ظاهر مىگويد بدهيد. به هزار معركه دويست و چيزى از چهار صد تومان وصول شده، فرستاديم عبدالرحمان را آوردند پول را داديم، او نگرفت، يك آدم همراهش كرديم پول را برد پس آورد، بعد جار زدند حاجىها هر كس مىرود نجف اشرف دو ساعت به صبح مانده سوار شوند سمت نجف بروند.
هر كس مىآيد سمت كربلا اول سفيده مىرويم، دو ساعت گذشت. حاج نجفى و سماواتى و بعضى هم از ايرانى، رفتند به نجف اشرف مثل شب اربعين را كه اين همه حديث از براى شب اربعين وارد شده، از براى سه هزار نيامدند و رفتند به نجف، كه ما اگر حالا بياييم به كربلا چهار روز ديگر بايد برگرديم، باز كرايه بدهيم نمىكنيم.
آنقدر وله ميان حاجىها به هم مىرسد و حال اينكه، اين آدم سى و چهل نفر جمع مىشوند يك تراده مىگيرند به نفر ده شاهى، برگشتن نفر ده شاهى از مسجد كوفه مىروند ميان تراده يك فرسخى كربلا، زير باغها پياده مىشوند و مىآيند كه رفتن و برگشتن يك قران مىشود. از براى يك قران مىميرند.
در مدينه طيبه هم مظّنه كردم، آدم دو دفعه اگر رفته باشند ميان حرم، مابقى را بيرون در بسته، مىايستادند زيارت مىكردند و مىرفتند، زيارت پيغمبر روزى دو دفعه مىرفتند...
به سوى كربلا
آنجا كه شب مانديم تا نجف اشرف، چهار فرسخ راه بود، سفيده روانه شديم از همان [راه] رفتيم سمت كربلا، به قدر سه فرسخ بالاتر راهى كه از كربلا مىروند به نجف اشرف، صحرا به همان طريق، رفتيم زياد هواى بسيار خوب و آمديم همه جا شمالى تا زمينى كه قبله عالم روحنا فداه، از خانه سوار شدند رفتند طرف صحرا به قدر يك فرسخ