50يك ساعت كه از شب رفت، چراغبانى و آتشبازى، شليك توپ و سرباز از شامى و مصرى و اهل مكه و شريف پاشا شد، كه بسيار غريب است، صداى توپ و تفنگ از هم فاصله نداشت.
بازگشت به مكّه
دوازدهم ذوالحجه وارد مكه شديم، همه شب در مسجد روبروى خانۀ خدا نماز مىكرديم، طواف مىكرديم، زير ناودان طلا دعا به دولت و عمر پادشاه عالم پناه مىكرديم.
محلّ ولادت پيامبر صلى الله عليه و آله
روز هفدهم 1 رفتيم مكانى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله متولد شده، بارگاهى دارد، دو ركعت نماز دارد و دعاى مخصوص بجا آورديم.
رفتيم بيرون مكه، قبر خديجه و ابوطالب و امامزاده و پسر حضرت امام زينالعابدين را زيارت كرده، همه روز و شب، در مسجد خانۀ خدا نماز خوانديم، طواف كرده، دعا به عمر دولت پادشاه كرده، آمديم منزل.
هفده 2 روز در مكه و منىٰ اهل حاج بودند، بيرون آمديم.
خروج از مكّه
امروز كه بيست و ششم ذىحجّه بود از شهر مكه بيرون آمده، به طواف قبر خديجه و ابوطالب، [و] از آن قصبه گذشتيم. نيم فرسخ، پهلوى بركه آبى هست كه هركس مىخواهد دوباره 3 مىآيد به آن بركه، يك فرسخ است تا مكه، محرم مىشود 4 مىروند