134بيايد، شوفر براى ما اتومبيل گرفته، ما را به «كاظميين» برساند، اتومبيل را با يك نفر به سمت «عراق»، عودت دهند.
عليهذا به همراهى امنيه، وارد اول خاك «عراق» شده، يك گمرك خانه كوچكى هست، امنيّه آنجا پياده شده و قضيّه را به رئيس گمركخانۀ آنجا اظهار نمود، رئيس يك نفر عسكر 1 را به عوض امنيّه 2 به همراهى اتومبيل، به سمت «خانقين» حركت داده، و بعضى از اجناس گمركى را سؤال نمود، ولى تفتيش ننمودند [و] ما حركت نموديم.
فصل پنجم
(اول خاك عراق و گمركخانه)
در اول خاك «عراق»، يك شعبه گمركى هست كه از مسافر اجناس گمركى را سؤال مىنمايند [و] مىنويسند، سؤالات خود را نموده، يك نفر همراه نموده، به راه افتاديم.
ولى جاده به اندازهاى خراب بود، كه اگر يك آن غفلت شود، فورى انسان را صدمه خواهد رسيد! همان طورى كه سرِ يكى از رفقا شكسته [شد.] لذا وارد گمركخانه «خانقين» شده، مفتّشين گمركخانه آمدند، اسبابها را تفتيش نمايند، اول اظهارات ايشان اين بود كه يك وجهى مرحمت كنيد، تا اسبابهاى شما را درست تفتيش كرده، ما هم قدرى وجه به او داده، عمل گمرگ خانه رايك طور ختم نموديم.
از آنجا به طرف اداره صحّيه 3 روان شده، اگر چه هر نفرى پنجقران به عنوان آبلهكوبى از ما دريافت نمودند، ولى چون نزديك به غروب بود به هيچ نحو عمل ننمودند.