114را حركت دهد، و در چهارم ذيحجه وارد «مكه معظمه» نمايد. و نظر به آن كه از ميان عشاير مختلفه وحشىتر از خودشان، بايد به سلامت عبور دهد و به همگى تعارفات بدهد، از هر نفر شتر سوار به عنوان اخوّة، مبلغ پانزده تومان تخميناً مىگيرد، و اعراب را مطلقاً اخوّة نصف مىگيرد و پيادگان حجاج، از قديم معاف بودهاند. و «مدينه طيّبه» اگر چه در كنار راه است، وقت رفتن به آن جا نمىبرند، محض آن كه ناچار از اين راه مراجعت كنند. و در مراجعت به «مدينه» مىبرد و از خاك «نجد» عبور مىدهد و به «نجف» وارد مىسازد. گاه در «اربعين» و اغلب تا اواخر «صفر» و از همان قرار باز اخوّة مىگيرد. ولى بر سر اين قراردادها نمىايستد.
همه ساله پيادگان بيچاره را دست درازى مىكنند؛ از جمله در اين سال، رسم «عبدالرحمان» بر اين بود كه در هر منزل، جمعى از پيادگان را به دلالت و محصلى «حاجى حمودى نجفى» مىطلبيد، و حكم مىداد چند نفر از اعراب «أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفٰاقاً» ، با چماقهاى قوى بر سر هر نفر مىريختند، و آن مظلوم را بىمحابا 1 آنقدر مىزدند كه گاه مىمرد! و آنچه ممكن بود از درهم و دينار وصول مىكردند و «حاجى جواد» حمله دار، پسر «حاجى عابد»، تبعه «دولت ايران» در زير چماق «محمد» اين سال شهيد شد.
پس در اواخر كه به قدر 23 نفر پياده باقى مانده بود، خانهزاد اطّلاع ياف، «عبدالرّحمان» را طلبيد، تهديد زياد نمود گفت: كه اگر اولياى دولت ابد مدّت «ايران» مىدانستند كه شماها با اين سخت دلى و طمع، چه قسم سوء سلوك با حجاج عجم مىنماييد، البته غدغن مىنمودند كه راه «جبل» به كلّى مسدود شود، و وعيد نمود كه، اگر اجل مهلت داد، مراتب سوء سلوك شما را در تقويم چاپى مندرج خواهد نمود، و به عرض اولياى دولت خواهد رسانيد.
خلاصه طاقۀ شالى به او دادم و بقية السّيف 2 را رهانيدم.
باز هر روز به بهانه و اسمى، عوارض از جانب «عبدالرحمان» و حمله داران، بر حجاج عجم طرح مىكردند و «حاجى حمودى» به بدترين اقسام مىگرفت، و تا احتمال