113بعد از خروج از «مدينۀ طيبه»، به سمت «جبل» حركت نموديم. از «مدينه» تا «نجف اشرف» هيچ آبادى در عرض راه نيست، جز «مستجده»، «جبل» و بعضى سياه چادر مختصر كه قليلى از اعراب بدوى در آنها منزل مىكنند.
«مستجده»: سه منزل قبل از «جبل» است، قريهاى است معتبر و باغات زياد دارد از نخل و مركّبات. و «جبل» قصبچهاى است از ايالت «نجد»، قريب دويست خانوار جمعيت دارد، مقرّ حكومت «محمد امير جبل» است. به عرض شمالى 29 درجه و به طول غربى 6 درجه، از «طهران» واقع است، در جلگۀ هموارى كه چول 1 است و ريگزار، و ساكنانش همه اعراب بدوى مىباشند.
و «نجد» واقع است فيما بين «لحسا» [احساء] و «حجاز» و بيابانهاى كوير، و قريب سيصد هزار نفر جمعيت آن جا است. هوايش خيلى گرم است ولى سالم، آبش قليل، ساكنانش اغلب باديه نشين، ضياع و عقارشان اسب است و اشتر و گوسفند، و طايفۀ وهّابى عمده از اين جا خروج نمودند.
بعد از طىّ راه «جبل» در 14 ربيع الاوّل [1297ه . ق]، وارد «نجف اشرف» شديم.
قريب هشتاد روز اين سفر طول كشيد. 2 در تمام اين مدّت جمعى كثير از «حجاج عجم»، در بيابان «كوير عربستان» سرگردان و حيران، و همگى اسيران؛
اوّل: به دست «عبدالرحمان» امير حاج كه از جانب «محمد، امير جبل» است.
دويّم: به دست حمله داران متقلّب، كه مرتكب انواع قبايح مىشوند، جز چند نفرى مثل «حاجى عبّاس قازى» 3 نجفى و «حاجى اسماعيل اصفهانى».
سيّم: به دست «عِكامها» كه مهار اشتر مىكشند و مستغنى از تعريفاند.
رسم «محمد» امير جبل اين است كه همه ساله قبل از موسم حجاج، شخصى را مثل «عبدالرحمان» يا «قنبر» غلامش مىفرستند به«نجف اشرف»، تا در پنجم ذىقعده، حجاج