109و در پشت ديوار شمالى، قبور ساير «شهداى احد» است. حصار خاكى خيلى مختصر و پستى 1 دارند در شرف انهدام، و در نزديكى آنها بقعهاى است، مدفن «دندان مبارك حضرت صلى الله عليه و آله » .
در «مدينه» و اطرافش، چند رشتۀ قنات جارى است و باغات خوب دارد، خاصه در راه «اُحد». باغهاى اطراف شهر را هر كدام تا دو - سه ذرع خاكشان را، دستى برداشتهاند محض آن كه آب قنات به آنها بنشيند.
مظلوميت شيعيان مدينه
اهل مدينه مردانشان، غالب كوسجاند و سفيد پوست، ولى بد زبان و خشن و بسيار تنگ معيشت، خاصه «طايفه نخاوله» 2، كه منسوباند به «حضرت سجّاد عليه السلام » ، جميع شيعۀ خلّصاند و عجب اين است كه اهل مدينه ايشان را «كلاب مدينه» ناميدهاند. اين طايفه در خارج شهر قديم، خانههاى بسيار پست خرابه دارند، و به كمال سختى زندگانى مىكنند، و اهل مدينه آن ها را به «حرم مطّهر» و به «مسجد النّبى» راه نمىدهند، و گاه گاه اتفاق نموده، مىريزند در خانههاى ايشان، مىزنند و مىكشند و غارت مىكنند! اعتقاد اين بنده آن است كه اگر احدى، يك فلوس در مشرق زمين نذر داشته باشد، با وجود آن ها، و در صورت امكان رسانيدن به آنها به توسّط حجّاج، حرام است كه به ديگرى بدهد، زندگانى نه آنقدر بر آن بيچارگان تلخ و صعب است كه بتوان شرح داد.
از عادات «اهل مدينه» اين است كه اغلب بُز نگاه مىدارند براى شير. و همه روزه صبح پستان آن ها را مىبندند [و] از خانه بيرون مىكنند. اين بزها تا وقت غروب در كوچهها مىگردند و وقت شام به منازل خود مراجعت مىكنند. و معلوم نيست كه اين حيوانات بيچاره چه مىخورند و مىآشامند! چون كه در كوچهها هيچ چيز پيدا نمىشود كه قابل خوردن باشد جز خاكروبه، و شب آنها را مىدوشند!