110خانه زاد در اين واقعه متحيّر بود تا به واسطهاى اين خبر را شنيد كه در زمان «حضرت ختمى مآب صلى الله عليه و آله » «اهل مدينه» شكايت بردند به خدمت «حضرت» كه ما ناچاريم بز نگاه داريم براى خوردن شير، و چيزى نداريم به آن ها بخورانيم. بيابانهاى ما خشك است و بىعلف، حضرت در جواب، كلام معجز بيانى فرمودند كه: هر روز صبح بزها را از خانه بيرون كنيد و شب بگيريد، خداوند روزى آنها را مىدهد، و از آن زمان اين رسم باقى مانده تاكنون، و به بركت كلام حضرت آنها زندهاند و معلوم نيست چه مىخورند!
برخورد خشن با عجمها
آن چه خانه زاد در خاك «حجاز» ديد، اين است كه مردم عجم نمىدانم از چه بابت در انظار مردم آن جا مغضوب و حقير و خفيفاند، بلكه از سگ پستتراند، و با وجود آن كه در اين سنوات، به حسن كفايت «حاجىميرزا حسن خان» كار پرداز مقيم «جدّه»، خيلى رفاهيّت دست داده، باز خالى از خطر نبود، خاصه در «مدينه طيبه» كه خون و مال عجم را حلال و مباح مىدانند، و به هر قسم بتوانند در صدمۀ حجّاج كوتاهى نمىكنند حتّى «سيد حسن مطوّف»، كه از جانب جناب «معين الملك»، براى مطوّفى حجاج ايران مأمور است، كمال بد سلوكى را مىنمايد. سالها است رسم چنين شده كه هر نفر حاجى مبلغ دو ريال فرنگ، كه معادل دوازده هزار دينار باشد به او بدهند تا در ميان «مزوّرين» 1 و «خدّام حرم» قسمت كند.
اين مرد وحشى بىادب، با جمعى از خواجهها 2 و عسكر 3، براى وصول اين تنخواه، در نيمه شبى بىخبر وارد اردوى حجّاج بىصاحب مىشود، و در وقتى كه مردم در چادرهاى خود خوابيدهاند، بعضى تنها و بعضى با عيال، بدون اذن شبيخون زده، مىريزند