55
مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ» 1براى اختصاص يا ملكيّت است،امّا«لام»در «وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ» لام تكليف است؛يعنى اين تكليف از طرف خداوند سبحان بر عهده مردم قرار داده شده است،مانند آنچه در صيغۀ نذر گفته مىشود «لِلّه عَلَى أَن أَفعل كَذا...».
4.گاه براى وجوب فعلى كلمه«عَلى»به كار مىرود،مانند «على اليد ما أخذت حتى تؤدّى» 2در آيۀ مورد بحث نيز براى تأكيد مطلب،بلافاصله پس از«للّٰه»،«على»ذكر شده است: «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ».
گفتنى است كه«لام»و«عَلى»هرگاه در مقابل يكديگر قرار گيرد نشانۀ آن است كه از يك طرف حكمى بر طرف ديگر جعل و واجب شده است،نه اينكه بر ضرر و زيان او باشد.بنا بر اين،در اينجا گر چه تعبير «عَلَى النّٰاسِ» آمده است،ولى اين در حقيقت به معناى «لِلنّاس» است نه «عَلَى النّٰاسِ» تا به معناى ضرر و زيان باشد.چنان كه لام«للّٰه» نيز به معناى نفع و سود نيست؛يعنى از طرف خدا بر مردم است؛زيرا نفع حج به خود مردم بر مىگردد،نه به خداوند متعال.خلاصه اينكه آيۀ شريفۀ ياد شده و آيات همانند آن،تنها وجوبى را مىرساند كه براى مردم خير است؛نظير «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتٰالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ...» 3و اگر چيزى خير شد،به زيان كسى نيست.
5.در ساير تكاليف،خطاب شارع متوجه افراد متمكّن است؛مانند «وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ» امّا در آيۀ حج كه وجوب را مىرساند،از مكلّفان دو بار نام برده شده،ابتدا در صورت اجمال و عموم و سپس به نحو تفصيل و تخصيص؛ زيرا نخست تكليف را متوجه«ناس»كرده و سپس انسانهاى مكلّف را با آوردن «مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» تبيين كرده است.
تأكيدى بودن چنين سياقى از آن جهت است كه مطلب را با بدل بيان فرمود و