56آوردن بدل به منزلۀ تكرار است؛يعنى به جاى«للّٰه على المستطيع»فرمود: «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ ... مَنِ اسْتَطٰاعَ...» در اينجا براى«النّاس»بدل«بعض از كل»آورده شد؛پس «مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» تفصيل بعد از اجمال يا تبيين بعد از ابهام بوده و مفيد تكرار و تأكيد است.
6.دربارۀ افراد مستطيعى كه حج به جا نمىآورند،نفرمود:«وَ مَن تَركَ الحجّ»بلكه از آنان به «مَنْ كَفَرَ» تعبير كرد كه اين تعبير بر اساس روايات،به منزله«من ترك الحج» است. 1تعبير از«ترك حج»به«كفر»نشانۀ آن است كه حج از تكاليف بسيار مهم است.
در اين باره امام صادق عليه السلام فرمود:كسى كه بميرد و حج واجبش را جز به دليل نيازمندى شديد و يا مرض سختى كه با آن توان حج را نداشته باشد و يا منع حاكمى ترك كرده باشد،به آيين يهود يا نصارا از دنيا برود: «من مات ولَم يحِج،حَجَّة الاسلام لم يَمنَعهُ من ذلك حاجة تجحف به،او مَرَض لايطيق فيه الحج او سلطان يَمنَعه فَليمت يهودياً او نصرانياً» 2اين نشانۀ آن است كه كفر عملى،انسان را به تدريج به كافران ملحق مىكند،نه به مشركان؛زيرا او موحدى است كه در صف اهل كتاب قرار مىگيرد.
پرسش: از آيه شريفه «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ...» چه نكاتى استفاده مىشود كه دليل بر اهتمام خداوند متعال به حج باشد؟
پاسخ: 1.آيه كامل چنين است: «فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ» از «لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ» استفاده مىشود كه حج مانند نذر است و خداوند متعال آن را بدهى مردم به خداوند قرار داده است و درباره عبادات ديگر اين تعبير نيامده است.
2.حج در آيه شريفه طريق و سبيل الى اللّٰه شمرده است.
3.اگر بر كسى حج واجب شود و به حج نرود،از آن تعبير به كفر شده است كه