187واحد كه مقبول اين جمع است،راهنمايى كرده و با قانونى يگانه كه همه در برابرش خاضع باشند،آنها را سياست كند؟ اين همان حكومت است كه براى تأمين اين امور ضرورى است.
گذشته از آن دينى كه مىگويد:اگر در سفر سه تن بوديد،يكى را امير و فرمانده خود گردانيد: «إذا كنتم ثلاثة فى سفر فأمروا أحدكم» 1؛حاشا كه مردم را در آنجا به حال خود وانهد و بر اين گروه بى شمار كه شهرها و صحراها و بيابانها و درياها را درمىنوردند و در آسمان به پرواز در مىآيند و به حج مشرف مىشوند،فرمانروا و حاكمى نگمارد و آنها را با هواها و خواهشهايشان رها كند تا هر كس در پى كار خود رود!
آيا ممكن است كه براى اين امر سياست خاصى نباشد تا آنها را در معاملات و برخورد انديشهها و خاتمه بخشيدن به نزاعها و چگونگى معيشت و ارتباطشان با يكديگر و نيز روابطشان با ديگر ملّتها،جهت دهد و مصلحت انديشى كند؟!
2.در برخى روايات آمده است:اگر در زمانى مردم نخواستند و يا مقدورشان نبود به مكّه روند،بر رهبر مسلمانان لازم است كه برخى را با هزينۀ بيت المال به حج بفرستد و عدهاى را كه توان مالى دارند و به حج نمىروند به اجبار روانۀ مكّه كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:اگر مردم،حج را معطل گذارند بر امام است كه آنها را به اين كار وادار كند،چه بخواهند و چه نخواهند،زيرا اين خانه براى حج قرار داده شده است. 2در انجام اين تكليف بايد حاكم وحكومتى باشد،چنان كه امير المؤمنين على عليه السلام آنگاه كه عهدهدار حكومت شد،در نامهاى به قثم بن عباس،فرماندار مكه،وى را به