76
خروج پيامبر از احرام
رسول خدا(ص) پس از قرارداد صلح برخاست و قربانى نمود و سپس سر تراشيد و از احرام بيرون آمد ولى عدهاى از مسلمانان امتناع ورزيدند و گفتند چگونه قربانى كنيم و سر بتراشيم و حال آنكه نه طواف كرديم و نه سعى بين صفا و مروه نموديم. چون در حالت غير اضطرار قربانى فرع سعى و طواف است.
واقدى 609/2 گويد: عمر با گروهى خدمت پيامبر(ص) رسيدند و گفتند: اى رسول خدا مگر نگفته بودى كه بهزودى داخل مسجدالحرام خواهى شد. حضرت فرمود: «آيا گفتم در همين سفر؟! آگاه باشيد شما بهزودى داخل مسجدالحرام خواهيد شد». سپس رو كرد به عمر و چنين فرمود: «آيا روز احد را فراموش نموديد كه مىگريختيد و به هيچ كس هم توجّه نمىكرديد و من شما را فرا مىخواندم؟» آنگاه روزهاى دشوارى را كه آنان از خود سستى نشان داده بودند و خود حضرت پايدارى كرده بود برشمرد.
پيروزى آشكار
به روايت دلائل النبوه بيهقى 158/4 و نهاية الاََرب نويرى 234/17 كاروان اسلام در حالى كه هالهاى از غم و اندوه بر آن سايه افكنده بود به سوى مدينه حركت كرد. بسيارى اندوهگين و غمناك و در اين انديشه بودند كه چه شد پس از شش سال اقتدار، افتخار، عظمت و سربلندى وضع به اينجا منتهى گشت؟ در اين حال بود كه خداوند مهربان رحمت خود را بر مسلمانان نازل و از آنان دلجويى و افكار