75اسلام در مكه ظاهر و خداوند آشكارا پرستش گردد و احدى بر دينش اكراه، آزار و سرزنش نشود. هركس بخواهد در عهد و پيمان محمد درآيد مىتواند و هر كس نيز بخواهد در عهد و پيمان قريش درآيد مىتواند. هر كس از قريش بدون اذن سرپرست خود نزد محمد برود بايد او را نزد سرپرستش بازگرداند و هر كس از محمد نزد قريش رود او را به وى بازنگردانند. محمد و يارانش امسال بازگردند و در سال آينده بيايند و فقط سه روز در شهر مكه اقامت كنند و سلاحى جز سلاح مسافر كه شمشيرِ در نيام است همراه نداشته باشند.
نسخه اول صلحنامه نزد پيامبر(ص) ماند و نسخه ديگرى نيز نوشتند و به سهيل بن عمرو دادند. در اين هنگام قبيله خزاعه از جاى برخاستند و گفتند ما همپيمان محمديم و بنىبكر برخاستند و گفتند ما همپيمان قريشيم.
عدهاى از مسلمانان كه به ظاهر صلح مىنگريستند و از عمق آن بىخبر بودند و چندان تعبّدى نيز نداشتند، از صلح ناراضى بودند. اينان اعتراض كرده و گفتند اين صلح براى ما در حقيقت خوارى و ذلت است. چرا مسلمانى كه از مكه به مدينه بيايد بايد تحويل آنان دهيم ولى اگر مسلمانى از مدينه نزد قريش رود آنان موظف به تحويل او نباشند؟ با تحريك اين عده نزديك بود نظم و انسجام كاروان مسلمانان به هم خورده و مختل شود كه به روايت حلبى 22/3 پيامبر(ص) خطاب به معترضان فرمود: «اگر از آنان كسى نزد ما آيد و ما او را به آنان بازگردانيم، بهزودى خداوند براى وى وسيله نجات و گشايشى فراهم مىآورد و اگر كسى از ما دورى كند و به سوى آنها برود ما به او نيازى نداريم و او ديگر از ما نيست و به آنان سزاوارتر است».