163بيزارى مىجويم!». آنگاه به نقل يعقوبى 61/2 اموالى كه از يمن رسيده بود و يا به روايت واقدى 882/3 اموالى از صفوان بن اميه، عبدالله بن ابىربيعه و حُويطب بن عبدالعزى قرض كرد به اميرالمؤمنين داد و فرمود: «نزد بنىجذيمه برو و خونبها و غرامت اموالشان و خسارت آنچه خالد از بين برده پرداخت كن و كارهاى دوران جاهليت را زير پاى خود قرار ده».
على(ع) نزد بنى جَذيمه رفت و از آنان دلجويى و كارشان را به بهترين وجه اصلاح و همه آنان را راضى كرد تا آنجا كه چون هزينه پرداخت غرامت كم آمد ابورافع را نزد رسول خدا(ص) فرستاد و مال بيشترى درخواست كرد. پيامبر نيز موافقت كرد. حضرت على تمام خونبهاى آنان و بهاى اموالشان را كه از بين رفته بود پرداخت، حتى خسارت ظروف غذاى سگها و حيواناتشان را هم پرداخت و مقدارى مال نيز در اختيار آنان گذاشت كه اگر بعدها برخى از اموال نابود شده يادشان آمد از آن برداشته و به زيانديدگان بپردازند. هنگامى كه نزد رسول خدا بازگشت حضرت از او پرسيد: «يا على چه كار كردى؟» عرض كرد: «اى رسول خدا(ص) نزد گروهى رفتيم كه مسلمان بودند و در ديار خود مساجدى ساخته بودند. پس خونبهاى تمام كسانى را كه خالد آنان را كشته بود پرداختم، حتى تاوان ظروف سگهاىشان را هم دادم». حضرت فرمود: «آفرين! كار صحيحى انجام دادى. من به خالد دستور جنگ نداده بودم، همانا فرمان دادم آنان را به اسلام فرا خواند».
به روايت علامه مجلسى در بحارالانوار 143/21 فرمود: