101گفت: سخن مرا نشنيديد و در لشكركشى به سوى او كوتاهى كرديد، اكنون در جنگ با او كوتاهى نكنيد. آنان اموال و زن و فرزندان خود را در قلعه كتيبه و ذخائرشان را در قلعه ناعم جاى دادند. مردان جنگجو نيز در قلعه نَطات موضع گرفتند. قرار شد از برجها سپاه اسلام را تيرباران كنند و هرگاه نياز بود در خارج قلعهها نيز به مبارزه بپردازند. پيامبر چون تصميم يهود را بر جنگ ديد اصحاب خود را موعظه و آنان را تشويق به جهاد كرد و بشارت داد به اينكه پيروزى از آن ايشان است.
آغاز جنگ
ابن اسحاق 343/3 گويد: پيامبر طبق سيره هميشگى خود شبانه جنگ را شروع نكرد. به روايت سبل الهدى 187/5 دستورالعمل جنگى بسيار مهم ذيل را براى سپاه خود صادر كرد و فرمود: «برخورد با دشمن را آرزو نكنيد، از خداوند متعال عافيت را بخواهيد، چرا كه شما نمىدانيد بهچه چيز از ناحيه آنان مبتلا مىشويد. هنگامى كه با آنان برخورد كرديد بگوييد بار خدايا تو پروردگار ما و ايشانى، پيشانى ما و اينان به دست توست، همانا تو آنان را مىكشى. سپس روى زمين بنشينيد، آنگاه كه شما را محاصره كردند براى نبرد برخيزيد و تكبير بگوييد». آنگاه پيامبر دو زره بر تن كرد، كلاه خود بر سر گذاشت، سوار بر اسب شد و نيزه و سپر به دست گرفت. سپس فرمان جنگ را صادر و مسلمانان را تشويق به صبر و پايدارى كرد.
نبرد در روز اول از قلعه نطات آغاز شد. يهوديان چون مىدانستند كه سقوط خيبر پايان حيات يهود حجاز است سرسختانه به دفاع از كيان خود