156جايز و روا شمرده نمىشود.
از آنجا كه درك و فهم مانند اين مسئله فقهى كه صورتهاى مختلفى دارد و جداكردن چيزهايى كه سجده كردن بر آنها صحيح است از غير آنها، براى بسيارى از مردم به ويژه مردمان عامى و بىسواد، آسان نيست، لذا به منظور رهايى از پيچيدگىهاى اين مسئله، صرفاً بر خاك به عنوان اينكه بهطور قطع و يقين زمين است، سجده مىنمايند. تا اينجا، نكتهاى كه موجب ملامت شيعه، نسبت به سجده كردن بر خاك شود - كه مطلوب آيۀ كريمه در مسئلۀ تيمّم است كه مىفرمايد: «پس تيمم كنيد بر خاك پاكيزه» - به چشم نمىخورد.
مرحلۀ دوّم از اين مسئله، اين است كه چون هميشه و در همه جا و خصوصاً در زندگى متمدّن امروزى، خاك در دسترس نيست و همراه بردن آن نيز به خاطر پراكنده شدن، امكانپذير نمىباشد، لذا لازم است قطعهاى از خاك به همين منظور، مهيّا گردد و همراه باشد و بهتر است از گل فشرده، فراهم آيد تا شكسته و پراكنده نشود و هنگام سجده كردن در پيشگاه خداى متعال، پيشانى برآن قرار گيرد. اين خاك، همان خاك مربّع، يا دايره، يا مستطيل شكل است كه مخالفان شيعه به قصد توهين و تمسخر، آنها را «قرصها و لوحها» مىنامند و در حقيقت، چيزى غير از خاك؛ يعنى همان صعيد طيّب به شمار نمىرود كه شيعه، آن را سجدهگاه خود قرار داده تا سجده او بر غير زمين، صورت نگيرد.
تعيين اين مهرها براى سجده، چيزى جز آسانسازى كار مردم عامى و بىسواد نيست، زيرا تشخيص چيزهايى كه سجده بر آنها جايز است، از چيزهايى كه سجده بر آنها روا نمىباشد، براى آنان سخت و دشوار است. با آگاهى از اين حقيقت كه شيعه، اين مهرها را مقدس نمىشمارد و چنانكه دشمنان مىپندارند، سجده كردن بر آنها را واجب و لازم نمىداند؛ بلكه شيعيان، نماز مىگزارند و در اين حال بر چيزى