77احكام ديگرى است كه بدون اجتماع اسباب و شرايط و نفى موانع حاصل نمىشود، مانند اختلاف در دين.
همچنين گاه كسى را اجبار بر اداى كلمات كفرآميز مىكنند در حالى كه سبب كفر او نمىشود (چون مجبور شده است) و نيز گاهى انسان سخن كفرآميزى بر اثر شدّت خوشحالى يا غضب و مانند آن مىگويد (در حالى كه از حالت طبيعى خارج شده) و اين موجب كفر او نمىشود، چون قصدى ندارد، شبيه داستان معروفى كه كسى از شدّت خوشحالى مىگفت: «خداوند تو بنده منى و من پروردگار توأم!»
آثار مهم و خطرناكى بر شتاب در تكفير مترتّب مىشود، از جمله مباح شمردن خون و مال آن شخص، و جلوگيرى از ارث و جدايى از همسرش و غير اينها كه از آثار ارتداد است، بنابراين چگونه جايز است مسلمان به كمترين شبههاى چنين نسبتى به كسى بدهد (و اين همه مسئوليّت را بپذيرد!).
حاصل اين كه: شتاب در تكفير، خطرات عظيمى دارد؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد:
«قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللّٰهِ مٰا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطٰاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ»
1
؛ بگو: «پروردگار من فقط زشتكاريها