154افلح گويد: آنگاه امام طواف كرد و سپس آمد نزد مقام ركوع كرد، سپس سر از سجودش برداشت، ديدم كه پيشانى و صورت حضرت از بسيارى اشك، خيس شده است.
افلح مىافزايد: آن حضرت هرگاه مىخنديد مىفرمود: خداوندا بر من خشم مگير. 1
فرزند بزرگوار محمد بن على(ع) در وصف اخلاص و عبادت پدرش چنين مىفرمايد: پدرم بسيار ذكر خدا مىگفت. من با او مىرفتم و او ذكر خدا مىگفت، با او غذا مىخوردم و او ذكر خدا مىگفت. با مردم سخن مىگفت، اما اين امر او را از ذكر خدا باز نمىداشت، زبانش را مىديدم كه به كامش مىچسبيد و با اين وصف پيوسته از گفتن ذكر «لا اله الا الله» باز نمىايستاد. ما را جمع مىكرد و به ما مىفرمود تا طلوع آفتاب ذكر خدا بگوييم و هر يك از ما را كه مىتوانست قرآن بخواند به تلاوت قرآن فرمان مىداد و هر كه نمىتوانست، مىفرمود، ذكر بگويد. 2
امام صادق(ع) در ادامه دربارۀ روحيۀ عبادى پدر مىفرمايد: من بستر پدرم را مىگستردم و انتظار مىكشيدم تا بيايد. چون او به بسترش مىآمد و مىخوابيد من نيز به سوى بستر خود مىرفتم. شبى او دير كرد و من به جستجويش به مسجد رفتم، مردم همه در خواب بودند، ناگهان پدرم را ديدم كه در مسجد به حال سجده است. در مسجد جز