155او كس ديگرى نبود. نالهاش را مىشنيدم كه مىگفت: پيراستهاى اى پروردگارا، تو به حقيقت، پروردگار منى، از روى تعبد و بندگى تو را سجده مىكنم.
معبودا! كردار من اندك است پس تو خود آن را برايم دو چندان كن.
بارالها! مرا از شكنجهات در روزى كه بندگانت را برمىانگيزى، در امان نگاه دار و بر من نظر كن كه تو البته توبه پذير و مهربانى. 1
عطار نيشابورى هم نقل مىكند كه: از يكى از خواص او پرسيدند كه او شب چون مىگذراند؟
گفت: چون از شب لختى برود او از اوراد فارغ شود و به آواز بلند گويد:
الهى و سيدى، شب درآمد و ولايت تصرّف ملوك به سرآمد و ستارگان ظاهر شدند و خلايق بخفتند و به نوم درها فرو بستند و پاسبانان برگماشتند و آنها كه بديشان حاجتى داشتند، فرو گذاشتند.
بار خدايا تو زنده و پاينده و بينندهاى. غنودن بر تو روا نيست و آن كه تو را بدين صفت نداند هيچ نعمت را مقرّ نيست. تو آن خداوندى كه ردّ سائل بر تو روا نباشد، آن كه دعا كند از مؤمنان بر درگاهت، سائل را باز ندارى.
بار خدايا چون مرگ و گور و حساب را ياد كنم، چگونه از دنيا بهرۀ پس از تو خواهم از آن كه تو را دانم و از تو جويم از آن كه تو