131گفتم: نه. سپس آن مرد از ديدهام غايب شد و به من گفته شد: اى على! اين مرد خضر (نبى) بوده است.
در اين روايت نيامده است كه خضر چيزى به على ابن الحسين(ع) آموخت بلكه خضر(ع) مىدانست كه آن حضرت همچون او اسم اعظم مىداند. از اين رو، به او تسلى داد و فرمود كه دعا كند. 1
نمونۀ ديگر، ماجراى بين ايشان و عبدالملك و حجاج است. از عبدالله زاهد نقل شده است كه وقتى عبدالملك بن مروان خلافت را بر عهده گرفت، نامهاى بدين مضمون به حجاج نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
از اميرالمؤمنين عبدالملك بن مروان به حجاج بن يوسف، اما بعد از ريختن خون فرزندان عبدالمطلب بپرهيز، زيرا خود شاهد بودم كه آل ابى سفيان به چنين كارى اقدام كردند (و خون آنان را ريختند) و اندكى بيش حكومتشان باقى نماند والسلام.
عبدالملك پس از نوشتن اين نامه آن را مهر و موم كرده و مخفيانه به سوى حجاج فرستاد و به او پيغام داد اين راز را مخفى بدارد، ولى اين راز براى على ابن الحسين(ع) مكاشفه شد، از اين رو در نامهاى به عبدالملك نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
از على بن الحسين به عبدالملك بن مروان، امير بر مؤمنان. اما