37رزا در برابر اين پرسش سعيده سكوت كرد. سعيده دست در گردن رزا انداخت و گفت:
- ولى عزيزم! من نه تو رو و نه هيچ كدام از مردم كشورت رو مقصر نمىدونم. من فقط اونهايى رو كه با سياستهاى غلطشون هر روز مسبب مرگ هزاران آدم مىشن مقصر مىدونم.
- حرفهاى سعيده سخت در دل رزا اثر كرد. درحالىكه از شدت احساسات لبهاى رزا مىلرزيد، رو به سعيده گفت:
- بابت همه چيز متأسفم، هم رفتار خودم با تو و هم بابت مرگ پدر و برادرهات. باور كن من اصلاً از اين جريانات چيزى نمىدونستم و فكر مىكنم با اين نادانى بايد حرفۀ خبرنگارى رو كنار بذارم، چون يه خبرنگار بايد از همه چيز باخبر باشه.
- زياد سخت نگير... خدا رو شكر كن كه حالا متوجه شدى، خيلى بده كه آدم تا آخر عمرش در بىخبرى بمونه.
رزا دست در گردن سعيده انداخت و آن دو چند دقيقهاى در آغوش هم گريستند.