65پاسخ كناره گرفت.
بلال دستبردار نبود و هر آن كنجكاوىاش بيشتر مىشد. طوعه كه ديد راهى جز پاسخ دادن به او ندارد گفت: «فرزندم! [به تو مىگويم، اما] مبادا كسى را از آن باخبر سازى!» بلال قول داد كه از موضوع با كسى سخنى نگويد.
طوعه او را سوگندها داد و بلال نيز قسم ياد كرد كه راز را پوشيده دارد. طوعه جريان را بازگو نمود و بلال آرام گرفت و دم فروبست و به بستر خود رفت و خوابيد. 1
جستوجوى خانهبهخانه براى دستگيرى مسلم عليه السلام
موقعيت عبيداللّٰه در اجراى نقشۀ ننگين و شومش، به او اعتماد به نفس زيادى داد. او تصميم گرفت از فضاى وحشتى كه در كوفه حاكم كرده بود، سود ببرد و هر چه زودتر براى دستگيرى سفير امام كه با طناب پوسيده مردم كوفه در چاه رفته بود، اقدام نمايد.
اما همچنان در دل عبيداللّٰه، ترس بود. او آگاه شد كه مسلم عليه السلام به همراه پانصد تن از انقلابيون كوفه براى اقامه نماز مغرب و عشا به مسجد رفته است. به اين دليل وقتى كه سر و صداى مردم خوابيد و همگى متفرق شدند،