52كرد و سپس سه هزار درهم را به او داد. از آن پس، او هر روز به ديدار مسلم عليه السلام مىرفت و تمام روز را پيش او به سر مىبرد. او ملاقاتهاى مسلم عليه السلام را زير نظر مىگرفت و چون شب مىشد، مخفيانه نزد عبيداللّٰه مىرفت و اخبار و اسرار او را فاش مىساخت. بدين ترتيب عبيداللّٰه از مخفىگاه فرستاده امام آگاه شد و افراد مورد تماس او را شناسايى نمود. 1
فراخوانى هانى توسط عبيداللّٰه
عبيداللّٰه هنگامى كه دريافت مسلم بنعقيل عليه السلام در خانه هانى به سر مىبَرد، تصميم گرفت هانى را با شيوه مسالمتآميزى به سوى خود جذب كند. از اينرو، روزى از برخى سران كوفه پرسيد: «چرا هانى بنعروه نزد ما نمىآيد و ما كمتر او را مىبينيم؟» گفتند: «گويا بيمار است». محمد بناشعث، منافق سرشناس كوفه به همراه عمرو بنحجاج زبيدى و اسماء بنخارجه، به خانه هانى رفتند و ديدند هانى در آستانه درب خانهاش نشسته. از او پرسيدند: «چرا به ديدار امير نمىروى؟» هانى پاسخ داد: «بيمارى مانع شد به ديدار امير بروم».
سپس با پافشارى و سوگند دادن هانى، او را سوار بر