247حسنپشا و ميرزااحمدخان قونسول و محمدخان قونسول با ساير قونسولها نيز همراه آمدند. دو ساعت و نيم از دسته رفته روانه شديم و هفت ساعت و نيم از دسته گذشته، وارد مصر شديم. در حقيقت با مكثهايى كه در عرض راه شد، از اسكندريه به مصر در پنج ساعت رفتيم. و در اين راه سيزده محطه است، اول حضره است، دوم سيدجبار، سيم ملاحد، چهارم كَفردوار است و كفر به معنى قريه است، پنجم ابوحمص است، ششم دَمَنْهور است، هفتم تيه بارود است، هشتم كفرالزيات است، نهم طَنْكاء است، دهم بركةالسبع است، يازدهم نَبْها است، دوازدهم طُوخ است، سيزدهم قَلْيوب است. اين محطهها محل رحال است. پارهاى در طرف مشرقند و برخى در طرف مغرب، ولى چندان قابل نباشند. از اسكندريه تا مصر از دو طرف تمام صحرا زراعت سبز و خرم است و از اين محطهها آنچه آبادى معتبر داشت، يكى دَمَنْهور بود، دوم تيه بارود بود، سيم كفرالزيات. و در كَفرالزيات راه نصف مىشود. در آنجا مكث كرده نهار صرف شد، و چهارم طَنْكا كه مريضخانه و محل حكومت دارد و گنبد سيداحمد بدوى هم كه محل اعتماد مصريان است در آنجا است و چند قنطرۀ 1 بزرگ و كوچك نيز در اين راه ساختهاند، معتبر آن قنطرۀ كْفرالزيات و نَبها است، ولى كَفرالزيات اطول از قنطرۀ نَبها است ودر چند جا مرداب هم ديده شد كه صحرا را آب گرفته است و در سيد جبّار قبر سيد جبّار انصارى است، ولى قدرى دورتر از محطه است و در طرف مغرب واقع است و در بركةالسبع نيز، شخصى فرنگى، باغچۀ ظريفى در جلو عمارت خود ساخته است.
بالجمله چون به محطه، مركز سكةالحديد مصر كه رسيديدم پياده شديم. خيرىپاشا، مُهردار خديو مصر با احمدپاشا محافظ و ضابط محروسۀ مصر و علىپاشا صادق، مأمور عموم سكةالحديد و راشدپاشا و جمعى از عسكر حاضر شده به استقبال آمده بودند. در آنجا غليانى كشيده درشكهها حاضر كردند نشسته، به هيأت اجتماع به منزلى كه در شهر در عمارت فائقه خانم، معين كرده بودند وارد شده نشستيم.
عمارت فايقه خانم
اين عمارت در ممحلۀ اسماعيليه كه اسماعيلپاشا، خديو مصر، آن محله را احداث