164صحرايى كه آب باران دو شب پيش آمده، در غديرى جمع شده بود افتادند، ولى آب آن خيلى گلآلود بود، به كار نوشيدن و چاى پختن نمىخورد. هر كس از منزل بئر عثمان آب صاف در مشكها داشت، باقى حجاج به آنها رشكها داشت. هواى اين منزل ملايم بود و حجاج رشتى در خيمههاى خود شب روضهخوانى كردند. زكامى به من عارض شده بود، كسالت داشتم. اول شب خوابيدم، براى شام بيدار شدم. جناب حاجى ميرزا يوسفآقا به احوالپرسى آمد. او را نگاهداشته به صحبت مشغول شديم.
دوشنبه هفدهم طلوع صبح حركت نموديم. يازده ساعت در راه بوديم. يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم. اول منزل تا يك ساعت راه خارستان بود. تپههاى خاكى داشت و بر روى آنها خار روييده بود و از خارستان كه گذشتيم سه دماغه كوه علىالترتيب در سمت يسار نمودار شدند كه از پهلوى آنها گذشتيم. به دماغۀ اولى كه رسيديم اراضى راه سنگلاخ شد، ولى سنگهاى آن چندان بزرگ نبودند. بعد از يك ساعت به دماغۀ ثانيه رسيديم. زمين ريگزار شد و عرض مابين جبال يمين و يسار كم گشت و بعد از نيم ساعت به دماغۀ ثالثه رسديم. صحرا وسيع شد و حركت به سمت شمال غربى گشت و از آنجا قلعۀ عنتر كه در فراز جبل مرتفعى است نمدار شد، ولى از آنجا تا به قلعه پنج فرسخ بود، يك ساعت به غروب مانده از پهلوى آن گذشتيم. اين كوه در يسار راه و در طرف شمال واقع است و در فراز آن قلعۀ مستطيلى است كه آن را اصطبل عنتر مىگويند، ولى خراب شده است و ديوار يك سمت آن باقى است و در طرف يمين نيز دماغۀ كوه ديگر نزديك شده. از فاصلۀ وسط اين دو كوه گذشتيم. اردو را در صحراى وسيعى انداخته بودند، آب اين منزل بسيار كم و گلآلود بود كه از آب باران جمع شده و از بابت آب به مردم بسيار بد گذشت، مگر كسانى كه از منازل سابقه آب صاف همراه داشتند. اين صحرا در سابق منزلگاه نبوده است و چند سال است به جهت نزديكى مسافت، منزل قرار دادهاند. عنتر از شجاعان عرب بوده است كه به دست جناب ولايت مآب عليه السلام به قتل رسيده و بدان جهت آن حضرت را قاتل عمرو و عنتر گويند. 1 هواى اين منزل ملايم بود، چندان برودتى