163بود پارهاى گفتگوها داشت. مدتى معطل گفتگوى او شديم. اول شب از خانۀ سيد صافى بيرون آمده، سوار تخت شدم. محافظ در وقت سوارى نزديك تخت حاضر شده يك ساعت از شب رفته وارد بئر عثمان شديم. اردو بالاتر از بئر عثمان افتاده بودند. محافظ و سيد صلاحالدين و سيدحسن و كمالبيك نايب محمدخان قونسول و ممباشى آمده خداحافظى كرده رفتند. حركت امروز رو به شمال بود و مسافت يك فرسخ و بئر عثمان در طرف يسار واقع بود و مسجدى هم در آنجا بنا نهادهاند كه مشتمل بر دو طاقنماى هلالى بود، از دو طرف باز و گشاده بود.
شنبه پانزدهم صبح اردوى شامى به همان ترتيبى كه سابقاً ذكر شد، حركت كرده رفتند. ما هم با سوار و جمعيتى كه همراه داشتيم از دنبال حركت نموديم. حركت رو به شمال غربى بود و راه غالباً مُسطّح و اطراف آن يميناً و يساراً كوه. در پارهاى جاها فاصلۀ كوهها بسيار بود و در بعضى جاها كم و مانند بوغاز به نظر مىآمد. مسافت پنج فرسنگ بود، ولى در مدت يازده ساعت طى كرديم و دو ساعت به غروب مانده وارد بئر جَبْرى شديم. آب اين منزل گلآلود بود. آب بارانى است كه در غدير جمع مىشود، بئر حقيقى نيست، بئر جبرى است و اسمش با مسمى مطابق. درخت گز در اين منزل زياد است، حجاج در جلو چادرها آتشها افروخته بودند. امروز وقت ظهر در بين راه عواف شد. چادر زدند، نماز خواندم، درد دلى عارض شد كه تا ورود به منزل اين درد را داشتم؛ حتى تخت را كه به زمين گذاردند، قادر نبودم كه از ميان تخت بيرون بيايم، تا غروب در ميان تخت در جلو چادر نشستم. بعد از مداوا رفع شده از تخت بيرون آمدم و در اطراف خيام راه رفتم. هوا هم چندان سرد نبود.
يكشنبه شانزدهم اول طلوع صبح اردو حركت كرد. ما هم از دنبال روانه شديم. حركت رو به شمال بود، اما تا يك مدان به منزل مانده، راه مسطح و اطراف آن جبال بود، بعد سنگلاخ شد، ولى سنگهاى آن كوچك بود و امروز مسافتْ هفت فرسنگ بود. سه ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم و در جايى عواف نشد، امروز مىبايست در بئر نسيف منزل نماييم. نسيف مأخوذ از نسفتالرياح است، ولى چون باد شديد آمده بئر مزبور را پر كرده است. اردو در آنجا نيفتاد و از آنجا مسافت دو ساعت راه را طى كرده، در