136سوارى به خواب رفته بود، طبانچهاى كه همراه داشته است باز شده به پاى او خروده بود و چند ساچمه به پاى او فرو رفته بود، ساچمهها را بيرون آوردند. ميرزا سيد مهدى حكيم كه از تربيتيافتگان مردسۀ دارالفنون بود فرستادم، به پاى او مشمع انداخت؛ اگرچه صدمه خورده بود ولى خطر نداشت. انصافاً آلاىبيك مرد معقولى بود و زحمت ما را در اين سفر خيلى متحمل شد. بالجمله تا روز سهشنبه در اين منزل بوديم و آب اين منزل شيرين و گوارا بود و درخت جنگلى زياد داشت.
سهشنبه چهارم جناب حاجى ميرزا يوسفآقا كه با محمل شامى آمده بود، صبح زود به ديدن ما آمده، با ايشان قدرى صحبت داشتيم. توپ شامىها را پيش از طلوع آفتاب انداختند. حجاج دست به مقدمات حركت زدند؛ ما هم حركت كرديم. چهار ساعت از شب گذشته وارد ابوالضباع 1 شديم و حركت غالباً رو به شمال و مشرق بود. اردوى ما را هم نزديك اردوى شامى و مصرى زده بودند. چون جناب اجى ميرزا يوسفآقا، روضهخوانى داشت در منزل او فرود آمدم. آبادى ابوالضباع در دامنۀ كوه واقع بود.
نخلستانى در وسط بود و دو طرف آن عمارات و كوههاى متصله به آبادى چندان ارتفاع نداشتند. آب اين منزل جارى بود و شيخ فُرعى كه از شاگردان مرحوم شيخ است در اين آبادى توقف دارد، مروّج مذهب اماميه است و جمعى را شيعه كرده و هر سال به مكه معظمه مىرود و مقام اجتهاد دارد. چون شب بود و از آبادى دور بوديم ملاقات اتفاق نيفتاد.
اردوى شام
محملى كه هر سال از ولايات شام به مكه معظمه مىآورند، اسباب احترام آن را طورى از جانب دولت مهيا مىدارند كه گويا يك امير بزرگى به يكى از ولايات مىرود. از جمله دو عراده توپ همراه اين اردو است كه با اشتران حمل مىنمايند و دويست نفر عسكر با يازده نفر صاحب منصب همراه است كه همگى سوار اشتران راهوارند و يك نفر امين صرّه همراه اردو است كه تنخواه كلى براى مخارج اجزاى اردو و وجه اخوه اعراب تحويل او كردهاند، به مصرف مىرساند و تمام اجزا در تحت اختيار يك نفر رئيس هستند كه مواظب