137نظم اردو است و چند سال است رئيس اردو سعيدپاشا است كه مرد معقول متينى است و رفتار و كردارش مطبوع و دلنشين، صاحبت مكنت و دولت است و مانند امرا و سرداران بسيار معتبر رفتار و حركت مىكند و تمام اعراب از او نهايت خوف و بيم را دارند و چنان مواظب اردو است كه به قدر سر مويى در اردوى شامى بىنظمى واقع نمىشود. و وضع تشكيل اردو نيز بدين ميزان است كه خيمهاى حجاج را مرتباً به نحو تدوير برپا نموده، جاى هر كس را معين مىنمايند كه در هيچ نقشهاى تغيير نمىكند و صبح دو توپ مىاندازند، يكى براى اخبار تهيه حركت كه قاطبۀ حجاج بارهاى خود را بسته آمادۀ حركت باشند و ديگر در وقت سوارى كه حجاج حركت نمايند و وقتى كه براى عواف مىنمايند، خواه نماز صبح باشد و خواه نماز ظهر، يك توپ مىاندازند كه حجاج پياده شده نماز بخوانند و در وقت ظهر، براى محترمين، خيمۀ مختصرى در صحرا برپا مىكنند كه از حرارت آفتاب محفوظ باشند و در ورود به منزل هم يك توپ مىاندازند كه حجاج پياده شوند و در وقت نماز عشا نيز در اردو يك توپ مىاندازند كه بعد از آن كسى از اردو خارج و داخل نشود. قراول هم در اطراف اردو مىگذارند كه تا صبح كشك مىكشند. بالجمله اردوى شامى از هر جهت نهايت نظم و آراستگى را دارد و شخص با كمال امنيت و استراحت و احترام مىتواند با اين اردو حركت كند و شترهاى شامى، راهوارتراز شترهاى اعراب است و زودتر به منزل مىرسند. هزار و چهارصد شتر در اين اردو بود و پانزده نفر سوار از جانب جناب سعيدپاشا همراه ما آمد و خودش در وقت سوارى مىآمد كه ما را راه بيندازد.
چهارشنبه پنجم از ابوالضباع روانه شديم. حركت رو به شمال بود. سه ساعت كه گذشت به تنگهاى رسيديم. بسيار تنگۀ باصفايى بود؛ در يمين و يسار آن نخلستان بود و رودخانه و چشمهها در فضاى آن جارى است. دو ساعت به غروب مانده به جبل ريان رسيديم. يا حبذا جبلالريان من جبل الحق. كوههاى آن بسيار باصفا است و در دامنۀ آنها نخلهاى برومند روييده است و آبادى و قلعۀ ريان در سمت يسار واقع است و نخلستان وسيعى دارد. مردان و زنان در كنار راه، طبقها و خيكها و ظرفهاى خرما گذارده مىفروختند و اطفال، عباراتى در قبولى زيارات به آهنگ خوش مىسرودند. امشب در ريان مانديم