138و به جهت آب و صفا بسيار خوش گذشت.
پنجشنبه ششم از ريان روانه شديم. حركت رو به شمال بود. اراضى اين راه بلندى و پستى و سنگلاخ داشت. نيم فرسنگ به منزل مانده، در سمت يمين، تلى است كه از آنجا تا منزل ريگزار و سمطح است و در پارهاى نقاط، خارهاى مغيلان دارد. ما و حجاج مصرى و شامى سه ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم. حجاج ديگر چهار از شب رفته، وارد منزل شدند و اسم منزل سمتالابيض بود و هواى آن سرد؛ اكثر حجاج از سردى هوا در برابر خيمههاى خودشان آتش افروخته بودند.
جمعه هفتم دو ساعت از روز گذشته از سمتالابيض روانه شديم. حركت به جانب شمال؛ در اواسط راه چاهى در طرف يمين بود كه آن را بئرالعذب مىگفتند. آب آن شيرين است و دو نخل بزرگ در برابر آن واقع است و محاذى نخلها در سمت يسار راه، سه گوهى ديده شد كه مخروطىالشكل بودند. كوه وسط كوچكتر از آن دو كوه ديگر بودند و در بالاى كوه آخر، سنگهاى عظيم به اندازۀ بالاى انسان نصب كرده بودند كه در شب تار، به هيك انسان شباهت دارد. اراضى اين منزل غالباً مسطح بود و در بعضى نقاط پستى و بلندى و سنگلاخ داشت. ما با حجاج مصرى و شامى، شش ساعت از شب گذشته وارد منزل شديم. حجاج ديگر صبح شنبه وارد شدند. اسم منزل بئرالماشى بود.
گوينده چاهى كه در آنجاست آدم رهگذرى ساخته است، به آن جهت به بئرالماشى ناميده شده است. قلعۀ كوچكى در آنجا ساختهاند كه مشتمل بر بيوتات اصطبل است و اطراف ديوار را سفيد كردهاند. خيمههاى ما را بالاتر از قلعه برپا كرده بودند.
شنبه هشتم در بئرالماشى توقف كرديم. حجاج مصرى و شامى امروز به طرف مدينۀ منوره رفتند و ما فردا وارد خواهيم شد. آنچه نوشتهاند از مكه تا مدينه، هزار و سيصد و هشتاد و هفت ميل و نصف است و فردا منزل آخر است و اين مسافت را به انتها خواهيم رسانيد. امروز باد شديدى در اين منزل وزيد و اغلب چادرها را خوابانيد. از آن جمله، ديرك چادر ما را هم در سر نهار انداخت. اجزار برخاتسه گفتند بخير گذشت و بعد از سكون باد، هوا گرم شد. هواى اينجا مختلف بود و تا پنج ساعت از شب رفته در اين منزل بوديم و چون شب تاسوعا بود، جناب حاجى ملاباقر واعظ روضه خواندند. رقّت عظيمى دست داد.