46از امام باقر عليه السلام روايت شده است:
«لَوْ وُضِعَ إِيمَانُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فِي كِفَّةٍ وَ إِيمَانُ الْخَلَائِقِ فِي الْكِفَّةِ الْأُخْرَى لَرَجَحَ إِيمَانُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام عَلَى إِيمَانِهِمْ 1»
«اگر ايمان ابو طالب را در يك كفۀ ترازو و ايمان ديگر مردم را در كفّۀ ديگر قرار دهند، ايمان ابوطالب فزونى خواهد داشت.»
سرانجام حضرت ابوطالب در سال دهم بعثت رحلت نمود و فقدان او براى پيامبر صلى الله عليه و آله تبعات و مصائبى را به همراه داشت. 2
ابوعامر راهب (پدر حنظلۀ غسيل الملائكه)
«ابوعامر» 3، كه از بزرگان و اشراف قبيلۀ خزرج در مدينه بوده، يكى از دشمنان پيامبر صلى الله عليه و آله به شمار مىرود. هنگامى كه آن حضرت از مكه به مدينه هجرت كردند، او به سوى مكه رهسپار شد، تا از رسول خدا دور باشد، ليكن در سال سوم هجرت به منظور جنگ با آن حضرت، به همراه پنجاه غلام اوسى خود به احد آمد. ابو عامر در زمان جاهليت به «ابوعامر راهب» مشهور بود، زيرا مهارت زيادى در تورات و انجيل داشت، و قبل از طلوع اسلام، مردم مدينه را با صفات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه در تورات و انجيل آمده بود، آشنا مىساخت، ليكن هنگامى كه رسول اللّٰه به مدينه آمد، حسادت ابوعامر باعث بيچارگى او شد. او در مخالفت با اسلام و پيامبر باندهاى نفاق تشكيل داد و از هيچ تلاشى براى ضربه زدن به اسلام كوتاهى نكرد، تا اين كه پس از فتح مكه، به روم گريخت و در آنجا نصرانى شد، ليكن منافقين مدينه همچنان منتظر او بودند. ابوعامر سرانجام در منطقۀ «قِنِّسرين» شام در تنهايى و دور از خانواده هلاك گرديد.