431روى همين جهت، حضرت على عليه السلام به هنگامى كه فلسفۀ فرائض و عبادات را مىشمرد، دربارۀ حج مىگويد: «اَلْحَجُّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ» 1؛ خداوند مراسم حج را براى تقويت آييناسلام تشريع كرد.»
3 - بعد فرهنگى
ارتباط قشرهاى مسلمانان در ايام حج مىتواند به عنوان مؤثرترين عامل مبادلۀ فرهنگى و انتقال فكرها به شمار آيد.
با توجه به اينكه اجتماع شكوهمند حج، نمايندۀ طبيعى و واقعى همۀ قشرهاى مسلمانان جهان است. (چرا كه در انتخاب افراد براى رفتن به زيارت خانۀ خدا هيچ عامل مصنوعى مؤثر نيست و زوار كعبه از ميان تمام گروهها، نژادها و زبانهايى كه مسلمانان به آن تكلم مىكنند، برخاسته و در آنجا جمع مىشوند).
لذا در روايات اسلامى مىخوانيم يكى از فوائد حج نشر اخبار و آثار رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله به تمام جهان اسلام است.
«هشام بن حكم» مىگويد: از امام صادق عليه السلام دربارۀ فلسفۀ حج و طواف كعبه سؤال كردم، فرمود: 2خداوند اين بندگان را آفريد... و فرمانهايى از طريق مصلحت دين و دنيا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آيين حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى يكديگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند و هر گروهى سرمايههاى تجارى را از شهرى به شهر ديگر منتقل كنند. و براى اينكه آثار پيامبر صلى الله عليه و آله و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نكنند 3.
بنابراين حج مىتواند تبديل به يك كنگرۀ عظيم فرهنگى شود و انديشمندان جهان اسلام در ايامى كه در مكه هستند گردهم آيند و افكار و ابتكارات خويش را بر ديگران عرضه كنند.
اصولاً يكى از بدبختىهاى بزرگ اين است كه مرزهاى كشور اسلامى سبب جدايى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر كشور تنها به خود بينديشند كه در اين صورت جامعۀ واحد اسلامى پاره پاره و نابود مىگردد. طبيعى است كه حج مىتواند جلو اين سرنوشت شوم را بگيرد.
4 - بعد اقتصادى
بر خلاف آنچه بعضى فكر مىكنند، استفاده از كنگرۀ عظيم حج براى تقويت پايههاى اقتصادى