417
ورود پيامبر صلى الله عليه و آله به مسجد الحرام
پيامبر صلى الله عليه و آله در حالى كه سورۀ فتح را قرائت مىفرمود، وارد مسجدالحرام شد 1 و تكبير گفت: سپاه اسلام نيز تكبير گفته به گونهاى كه صدايشان تمام دشت و كوه را پر كرد سپس از شتر خود فرود آمد و براى نابودى بتها نزديك خانۀ كعبه آمد، بتها را يكى پس از ديگرى سرنگون مىكرد و مىفرمود:
«جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً» 2؛ حق آمد و باطل زايل شد و باطل زايل شدنى است.
چند بت بزرگ بر فراز كعبه نصب شده بود كه دست پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها نمىرسيد، اميرالمؤمنين، على عليه السلام را امر كرد پاى بر دوش مباركش نهد و بالا رود و بتها را به زمين افكنده و بشكند. على عليه السلام اين امر را اطاعت كرد، سپس كليد خانۀ كعبه را گرفت و در را بگشود و عكسهاى پيامبران را كه بر ديوار داخل خانۀ كعبه ترسيم شده بود محو كرد 3.
اقدام كريمانۀ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
بعد از پيروزى درخشان و سريع، پيغمبر صلى الله عليه و آله دست در پردۀ كعبه كرد و رو به اهل مكه كه در آنجا جمع بودند، فرمود: شما چه مىگوييد؟ و چه گمان داريد؟ دربارۀ شما چه دستورى بدهم؟ عرض كردند:
ما جز نيكى از تو انتظار نداريم، تو برادر بزرگوار و فرزند بزرگوار مايى و امروز به قدرت رسيدهاى، ما را ببخش. اشك در چشمان پيامبر حلقه زد. صداى گريۀ مردم مكه نيز بلند شد، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من در مورد شما همان مىگويم كه برادرم، يوسف گفت: «امروز هيچگونه سرزنشى و توبيخى بر شما نخواهد بود، خداوند شما را مىبخشد و او ارحمالراحمين است.» 4 به اين ترتيب همه را عفو كرد و فرمود: همه آزاديد هر جا مىخواهيد برويد. در ضمن پيامبر دستور داد لشگريانش مزاحم هيچ كس نشوند و خونى مطلقاً ريخته نشود (تنها مطابق روايتى شش نفر را كه افرادى بسيار بد زبان و خطرناك بودند استثنا