40
نمونهاى از برخوردهاى ابوجهل با پيامبر صلى الله عليه و آله
فرعون مكه «ابوجهل»، روزى در محفل قريش چنين گفت: شما اى گروه قريش! مىبينيد كه محمد چگونه دين ما را بد مىشمرد و به آيين پدران ما و خدايان آنها بد مىگويد و ما را بىخرد قلمداد مىنمايد، به خدا سوگند، فردا در كمين او مىنشينم و سنگى را در كنار خود مىگذارم، هنگامى كه محمد سر به سجده مىگذارد سر او را با آن مىشكنم.
فرداى آن روز، پيامبر صلى الله عليه و آله براى نماز وارد مسجدالحرام شد و ميان ركن يمانى و حجرالأسود به نماز ايستاد. گروهى از قريش كه از تصميم ابوجهل آگاه بودند به فكر فرو رفته بودند كه آيا ابوجهل در اين مبارزه پيروز مىگردد يا نه. پيامبر گرامى سر به سجده نهاده، دشمن ديرينۀ او از كمينگاه برخاست و نزديك پيامبر آمد، ولى چيزى نگذشت كه رعب عجيبى در دل او پديد آمد. لرزان و ترسان با چهرۀ رنگ پريده به سوى قريش برگشت. همه جلو او دويدند و گفتند: چه شد «اَبا حكم»؟ وى با صداى بسيار ضعيف كه حاكى از ترس و اضطراب او بود، گفت: منظرهاى در برابرم مجسم گشت كه در تمام عمر نديده بودم، از اين جهت از تصميم خود منصرف گشتم. جاى گفتگو نيست كه يك نيروى غيبى به فرمان خدا به كمك پيامبر صلى الله عليه و آله برخاسته و چنين منظرهاى را پديد آورده بود، و وجود پيامبر را طبق وعدۀ قطعى الهى «إِنّٰا كَفَيْنٰاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ» 1؛ ما تو را از شر مسخره كنندگان نگاه مىداريم، از گزند دشمن حفظ كرده بود. 26
أ
ابوذر
«ابوذر» از بزرگان و فضلاى صحابه بود، خيلى زود به اسلام گرويد يعنى زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز در مكه بود و اسلام روزهاى آغازين خود را سپرى مىكرد. او چهارمين و يا پنجمين نفرى بود كه اسلام آورد و نخستين كسى بود كه به رسول خدا صلى الله عليه و آله سلام و تحيت اسلامى گفت. ابوذر پس از آنكه