3842 - شيخ صدوق اين حديث را از ابن عباس چنين نقل نموده كه اميرمؤمنان عليه السلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه داشت: «يٰا رَسُولَ اللّٰهِ! إِنَّكَ لَتُحِبُّ عَقيلاً؟ ؛ آيا شما به عقيل علاقهمند هستيد؟ حضرت فرمود:
«إِي وَاللّٰهِ إِنّي لَأُحبُّهُ حُبَّيْنِ حُبَّاً لَهُ وَ حُبَّاً لِحُبِّ أَبِيطَالِبٍ لَهُ وَ انَّ وَلَدَهُ لَمَقْتُولٌ في مَحَبَّة وَلَدِكَ». 1
آرى به خدا، من عقيل را به دو جهت دوست دارم؛ يكى به جهت اظهار علاقۀ ابوطالب به او، ديگر اينكه فرزند او در محبت فرزند تو كشته خواهد شد.
3 - همينطور امام على عليه السلام از رسول خدا نقل نموده است كه پيامبر فرمود:
«اُعطىٰ لِكُلِّ نَبِىٍّ سَبْعَةُ رُفَقاء نُجَباء وَ اعطيتُ أَنَا ارْبَعَة عَشَر فَذَكَرَ مِنْهُمْ عَقيلاً 2؛ به هر پيامبرى، هفت رفيق نجيب عطا شده، و به من چهارده نفر عطا شده، يكى از آنان عقيل است.»
در اين زمينه محقق دانشمند «جناب آقاى نجمى» به طور مبسوط در كتاب تاريخ حرم ائمۀ بقيع، سخن گفتهاند.
عقيل و بيان فضائل امام على عليه السلام
در سفر عقيل به شام نيز نكات قابل توجهى وجود دارد، آنگونه كه ثقفى در كتاب «الغارات» نقل مىكند:
پس از ورود عقيل به شام؛ معاويه يكصد هزار درهم پول در اختيار وى قرار داد و گفت: «يا ابا يزيد! انا خير لك ام عليّ؟ ؛ عقيل ! آيا من براى تو بهترم يا برادرت على عليه السلام ؟
عقيل در پاسخ گفت:
«وجدت علياً انظر لنفسه منه لى و وجدتك انظر لى منك لنفسك 3؛ معاويه! على را چنين يافتم كه دقّت و نظارتش براى نجات خويش، بيش از اين بود كه مرا ملاحظه كند و تو را چنين يافتم كه ملاحظهات نسبت به من، بيش از نجات خويشتن مىباشد.
و مطابق نقل «بلاذرى» (گويا در مجلسى ديگر بوده است) عقيل در پاسخ معاويه فرمود:
«انّ اخى آثر دينه على دنياه و انت آثرتَ دنياك على دينك فأخى خير لدينه منك على نفسك و انت خير لى منه 4؛ برادرم، دينش را بر دنيا مقدم ساخت و تو دنيا را بر دينت، پس