358طائف شد به ملاقاتشان رفت و دعوت خود را با آنان در ميان گذاشت، هر يك از آن سه نفر پاسخ نامناسب و خامى به دعوت آن حضرت دادند و رسالتش را نپذيرفتند.
رسول خدا از جاى برخاست در حالى كه از ثقيف مأيوس شده بود، از آنان خواست كه اين جلسه را مكتوم نگاه دارند و به كسى نگويند آن سه نفر نه تنها خواستۀ آن حضرت را اجابت ننمودند و جلسه را پنهان نداشتند، بلكه جهّال و بردگان قوم خود را تحريك نمودند تا آن حضرت را آزار نمايند. گِردش جمع شدند، دشنام گفتند، فرياد كشيدند.مردم در اطراف آن حضرت اجتماع كردند، پيامبر اسلام را مجبور نمودند كه از شهر خارج شود و به محوطۀ باغ انگورى كه متعلق به «اسوة بن ربيعة» و «شيبة بن ربيعة» بود پناهنده شود و دو نفر صاحبان باغ، خود در باغ بودند. حضرت كه وارد آن باغ شد، نادانهاى ثقيف و همراهانشان پراكنده شدند. رسول اكرم رفت در سايۀ درخت انگورى نشست و دو مالك باغ آن حضرت را مشاهده كردند و ديدند نادانهاى طائف با او چه كردند. پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى در جايگاه خود قرار گرفت براى اينكه اضطراب درونى خويش را فرو نشاند و با خارج شدن از باغ انگور دوباره گرفتار جهّال و بردگان نشود، لب به دعا گشود و در پيشگاه خداوند عرض كرد:
«اَللَّهُمَّ إنّي أَشْكُو إِلَيْكَ ضَعْفَ قُوَّتِي وَ قِلَّةَ حِيلَتي وَ هَوَانِي عَلَى النَّاسَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ أَنْتَ رَبُّ الْمُسْتَضْعَفِينَ وَ أَنْتَ رَبِّى، إِلَى مَنْ تَكِلُني، إِلَى بَعِيدٍ، يَتَجَهَّمُنِي أَوْ إلىٰ عَدُوٍّ مَلَّكْتَهُ أَمْرِي إِنْ لَمْ يَكُنْ بِكَ عَلَيَّ غَضَبٌ فَلا أُبَالِي وَلَكِنْ عَافِيَتُكَ هِيَ أَوْسَعُ لِي أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذي أَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ...».
بارالها! نيروى كم توانم و قلت چاره جوييم و تحقيرى كه از مردم نسبت به من معمول مىدارند به تو مىگويم، اى مهربانترين مهربانان، تو مالك مستضعفين و مالك منى، مرا به كه حواله مىدهى؟ به آن كس كه از حقيقت دور است و با ديدن من روى درهم مىكشد، يا كارم را به دشمن محول مىفرمايى؟ بارالها! اگر تو به من خشمگين نيستى باك از بىمهرى مردم ندارم. دفاع تو براى من وسيعتر و گستردهتر است. پناه مىبرم به نور رويت كه تيرگىها از آن برطرف مىشود و امر دنيا و آخرت از آن به صلاح مىگرايد، پناه مىبرم به نور رويت از اين كه غضبت بر من نازل شود يا سخطت مرا فرا گيرد. شايستگى مؤاخذه براى تست تا راضى شوى هيچ حركت و قدرتى نيست، مگر به حمايت و دلالت ذات اقدس تو.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله براى رفع ترس و ناامنى محيط طائف، از احدى يارى نخواست، فقط از