292
الْحُسَينَ عليه السلام اشْرَف وَ افضَل مِن اسْماعيل فَكَيفَ يَكونُ فِداءً لهَ وَ أَجابُوا: بِأَنَّ النبىَّ صلى الله عليه و آله وَاَهلَ بَيِتهِ صَلوَاتُ اللّٰهِ عَلَيِهم مِن اولادِ اسماعيل فَيَكوُنُ الحُسَينُ عليه السلام فِداءً للْجَميعِ وَ هُم اشرَفُ مِنه ». 1ضمناً در پايان حديث آمده است:
« وَلاحَولَ وَلاقُوَّةَ الاّبِااللّٰهِ الْعَلّىِ الْعَظيم».
2
أ
ذبيح اللّٰه
در اينكه كدام يك از فرزندان ابراهيم (اسماعيل يا اسحاق) به قربانگاه برده شده و لقب «ذبيحاللّٰه» يافت، در ميان مفسران اختلاف نظر است، گروهى اسحاق را ذبيح مىدانند، و جمعى اسماعيل را، نظر اول را بسيارى از مفسران اهل سنت و نظر دوم را مفسران شيعه برگزيدهاند.
آنچه با ظواهر آيات مختلف قرآن هماهنگ است اين است كه ذبيح «اسماعيل» بوده است، زيرا:
اولاً در يك جا مىخوانيم و «بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰالِحِينَ» 2. ما او را بشارت به اسحاق داديم كه پيامبرى بود از صالحان. اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه خداوند بشارت به تولد اسحاق را بعد از اين ماجرا و به خاطر فداكارىهاى ابراهيم به او داد. بنابراين ماجراى ذبح مربوط به او نبود.
بعلاوه هنگامى كه خداوند نبوت كسى را بشارت مىدهد، مفهومش اين است كه زنده مىماند و اين با مسأله ذبح در كودكى سازگار نيست.
ثانياً در سورۀ هود مىخوانيم «فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ يَعْقُوبَ» 3 ما او را به تولد اسحاق بشارت داديم و نيز به تولد يعقوب بعد از اسحاق، اين آيه نشان مىدهد كه ابراهيم مطمئن بود اسحاق مىماند و فرزندى همچون يعقوب از او بوجود مىآيد، بنابراين نوبتى براى ذبح نخواهد ماند، كسانى كه ذبيح را اسحاق مىدانند در واقع اين حقيقت را ناديده گرفتهاند.